مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢١٢
و نيز در تفسير آيه هفت سوره عنكبوت: «وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِى كَانُوا يَعْمَلُونَ» گويد: «گفت: و آنان كه ايمان آرند و عمل صالح كنند، ما سيّئات و معاصى ايشان مكفر كنيم، نه به معنى احباط؛ براى آنكه به ادله عقل و شرع درست شده است بطلان احباط؛ چون آيتى مانند اين آيه آن را تأويلى بايد كردن كه مطابق ادله عقل باشد و تأويل آيت آن است كه با فضل و كرم خود گناه ايشان عفو كنيم و اين را براى آن تكفير خواند كه خداى تعالى اين عفو، عند اين اعمال كند، به منزله آن است كه چيزى كفّارت چيزى كنند». {-٢-}
نادرستى عقيده معتزله درباره موازنه و احباط
ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٣٦ سوره نسا: «إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ» گويد: «معتزله گفتند: چون بنده اجتناب كباير كند و ارتكاب صغاير، خداى را نبود كه او را مؤاخذه كند به صغاير. و به نزديك ما خداى را بود كه او را مؤاخذه كند به آن؛ براى آنكه آن مذهب بنابر احباط و موازنه است و به نزديك ما درست نيست آن». [٢] همو در تفسير آيه ٢٦ سوره فرقان: «وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا» مى گويد: «معتزله در باب احباط به اين آيه تمسك كردند و گفتند: خداى مى گويد: ما اعمال ايشان چون هباء منثور كرديم و اين را هيچ نباشد، جز احباط. جواب گوييم: اين آيه دليل است بر بطلان احباط؛ براى آنكه در قرآن هر كجا لفظ احباط يا معنى او آمد، نفى وقوع فعل است اصلاً، از آنكه به موقع قبول باشد؛ از
[١] همان، ج ١٢، ص ١٤٨.[٢] روح الجنان، ج ٩، ص ٧ .[٣] همان، ج ٣، ص ٣٧٤.[٤] روح الجنان، ج ٨، ص ٢٦٤.[٥] همان، ج ٩، ص ٤١٨.