مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢١١
دُرُست نباشد به نزديك ما؛ براى آنكه مؤدّى بود با اصلى از دو اصلِ فاسد: اِمّا احباط و قد دلّ الدليل على بطلانه، و اِما جمع بين الاستحقاقين على سبيل التأييد. بيان اين آن است كه اجماع است بر ايمان، استحقاق ثواب ابدى باشد و بر كفر، استحقاق عقاب ابدى. اگر مؤمن محقق كه به ايمان مستحق ثواب ابد شده باشد، كافِر شود، كفرى حقيقى، مستحق عقاب ابد شود. پس در يك حال، هم مستحق ثواب ابد باشد و هم مستحق عقاب ابد و اين محال است. و اِمّا بايد گفتن كه عقابِ كفرش، ثواب ايمانش محبط كرد و احباط باطل است به نزديك ما؛ چون هر دو اصل فاسد است، دليل كند بر آنكه مؤمن حقيقى مرتد نشود. اِمّا يا مُظْهِر ايمان بوده باشد در اول، و يا مُظْهِر كفر بوده باشد در دوم. اگر گويند: چه گويى در كافر كه مسلمان شود نه همچنين باشد، يا مؤدى بود با جمع بين الاستحقاقين و اِما مؤدى بود با احباط؟ جواب گوييم: احباط نباشد اينجا و اِنّما خداى تعالى اسقاط عقاب او كند به اجماع. لقوله عليه السلام: الاسلام يَجُبُّ ما قبله؛ اسلام آن را كه پيش آن باشد، به برد». {-٤-}
تأويل آيات
باز در تفسير آيات هشتم و نهم سوره زلزال: «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ» گويد: «در آيه دليل است بر بطلان احباط؛ براى آنكه خداى تعالى گفت: هر خيرى و شرّى تا به مثقال ذرّه آن را جزا باشد و صاحبش به بيند. و دليل نكند بر آنكه خداى مرتكب كبيره را نيامرزد؛ براى آنكه اين آيات مخصوص است به آيات ارجا». [٢]
[١] همان، ج ٦، ص ٣٢٩. چنان كه مؤلف اشاره كرده است، احباط در مذهب شيعه باطل است و آن عمل كه صحيح واقع شود، جزاى آن واجب است و هيچ عملِ زشت و معصيت ثواب آن را نمى برد و آن كس كه نماز مى خواند و سرقت هم مى كند، مساوى با آن كس نيست كه نماز خوانده و سرقت نكرده است؛ چنان كه اهل احباط گويند؛ چون لازمه اين امر، ظلم است، و تعالى اللّه عن ذلك علواً كبيراً. بنابراين هر چه در قرآن و حديث، لفظ احباط آمده، به معنى مصطلح ما نيست و اينكه بعضى اهل حديث در كتب خود، احباط را ثابت كرده اند و بر علماى ما طعن زده اند، صحيح نيست.[٢] روح الجنان، ج ١، ص ٢٣٨.[٣] همان، ج ٥، ص ٢٨٨ و ٤٦٩، توبه (٩): آيه ١٨ . همان طور كه گفتيم احباط نزد اماميه باطل است؛ لكن معتزله كه از اهل سنت اند، عقيده دارند كه احباط صحيح است و عمل زشت، ثواب عمل صالح را باطل مى كند؛ بنابراين معتزله نمى توانند آيه فوق را مطابق مذهب خود تفسير كنند و حبط را به اصطلاح كلامى بگيرند؛ چون عمل كفّار اصلاً باطل است و ثواب ندارد تا احباط شود. كلمه حبط در قرآن نبايد كسى را به اشتباه بيندازد كه حبط صحيح است؛ چنان كه معتزله گفته اند؛ چون حبط در قرآن به معنى باطل بودنِ عمل است؛ يعنى عمل آنها نيكو نيست و استحقاق ثواب ندارد، نه آنكه ثواب دارد و حبط مى شود.[٤] روح الجنان، ج ٣، ص ١٠٢.[٥] همان، ج ١٢، ص ١٤٨.[٦] روح الجنان، ج ٩، ص ٧ .