مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢١٠
همو در تفسير آيه ٧٦ سوره بقره: «بَلَى مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ» گفته است: «و قول آن كس كه گفت: مراد آن است كه گناه محبط شود به حسنات و آن را احباط كند، درست نيست؛ براى آنكه احباط به نزديك ما باطل است؛ چنان كه بيان كرده شود». [١] همچنين در تفسير آيه ١٤٦ سوره اعراف: «وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ» گويد: «مراد به احباط آن است كه عمل ايشان واقع نباشد بر وجهى كه بر او ثوابى باشد؛ براى آنكه بر خلاف مأمور كرده باشد و آنان را كه به احباط گويند، لابد است از آنكه تفسير آيات از اين وجه كنند؛ براى آنكه اتفاق است ما را با ايشان كه كافر را هيچ عملى واقع نباشد تا به چيزى از معصيت محبط شود. چون چنين است، هر كجا احباط باشد در قرآن، محمول بود بر اين وجه؛ چه اين متفق عليه است و تفسير قرآن بر وجه متّفق عليه كردن اولى تر باشد از آنكه بر مختلف فيه». [٢] ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٨١ سوره آل عمران: «كَيْفَ يَهْدِى اللّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ» گويد: «مراد آن است كه كفروا بعد اظهارهم الايمان؛ براى آنكه ارتداد از مؤمن حقيقى
[١] روح الجنان، ج ١، ص ٢٣٨.[٢] همان، ج ٥، ص ٢٨٨ و ٤٦٩، توبه (٩): آيه ١٨ . همان طور كه گفتيم احباط نزد اماميه باطل است؛ لكن معتزله كه از اهل سنت اند، عقيده دارند كه احباط صحيح است و عمل زشت، ثواب عمل صالح را باطل مى كند؛ بنابراين معتزله نمى توانند آيه فوق را مطابق مذهب خود تفسير كنند و حبط را به اصطلاح كلامى بگيرند؛ چون عمل كفّار اصلاً باطل است و ثواب ندارد تا احباط شود. كلمه حبط در قرآن نبايد كسى را به اشتباه بيندازد كه حبط صحيح است؛ چنان كه معتزله گفته اند؛ چون حبط در قرآن به معنى باطل بودنِ عمل است؛ يعنى عمل آنها نيكو نيست و استحقاق ثواب ندارد، نه آنكه ثواب دارد و حبط مى شود.