مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٠٩
و نيز در تفسير آيه ٧١ سوره توبه: «أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِى الُّدنْيَا وَالاخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» گويد: «مراد به حبوط عمل آنها در دنيا آن است كه خداى افشاى سرّ ايشان كرد تا عملى كه ايشان مى كنند و به آن حكم توان كرد بر ايمان و اسلام صاحبش، ايشان را آن نيست شود به اطلاع خداى تعالى، پيغمبر را بر سرّ و نفاق ايشان و اما در آخرت آن است كه آن را ثوابى نخواهد بود». [١] همچنين در تفسير آيه ١٠٦ سوره كهف: «أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ» چنين توضيح مى دهد: «عمل ايشان باطل است؛ يعنى واقع نيست به وقع قبول؛ براى آنكه نه بر وجه مأموربه مى كنند و ايمان ايشان درست نيست». [٢]
بطلان احباط در مذهب شيعه
ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ١١٧ سوره هود: «وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ» گويد: «و اما قول آن كس كه به اين آيت استدلال كرد بر احباط درست نيست؛ لدلالة الادلة على فساد الاحباط عقلاً و شرعا». [٣]
[١] روح الجنان، ج ٦، ص ٦٤.[٢] همان، ج ٧، ص ٣٨٧.[٣] همان، ج ٦، ص ٣٢٩. چنان كه مؤلف اشاره كرده است، احباط در مذهب شيعه باطل است و آن عمل كه صحيح واقع شود، جزاى آن واجب است و هيچ عملِ زشت و معصيت ثواب آن را نمى برد و آن كس كه نماز مى خواند و سرقت هم مى كند، مساوى با آن كس نيست كه نماز خوانده و سرقت نكرده است؛ چنان كه اهل احباط گويند؛ چون لازمه اين امر، ظلم است، و تعالى اللّه عن ذلك علواً كبيراً. بنابراين هر چه در قرآن و حديث، لفظ احباط آمده، به معنى مصطلح ما نيست و اينكه بعضى اهل حديث در كتب خود، احباط را ثابت كرده اند و بر علماى ما طعن زده اند، صحيح نيست.