مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٠٦
الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِى الاْخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ» گويد: «... و ابوالقاسم بلخى گفت: روا باشد خداى تعالى بعضى ثواب دهد مكلفان را در دنيا و اين مذهب درست نيست؛ براى آنكه از حق ثواب آن است كه: خالص باشد از شوائب و مشوب نبود به هيچ رنجى و مشقتى و در سراى تكليف اين نبود؛ دگر آنكه ثواب نفعى بود عظيم كه از بالاى آن نفعى نبود و نفع عظيم عاجل عقيب فعل، مكلف را ملجأ بكند». [١] و نيز در تفسير آيه ٩٨ سوره مائده: «اعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» آورده است: «و عقاب مضرتى باشد مستحق، مقرون به استحقاق [استخفاف] و اهانت و جز مستحق را نباشد، لوقوعه عقيب الفعل». [٢] در روز قيامت، دوزخيان به اجبار مرتكب قبائح نمى شوند ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٢٤ سوره انعام: «ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ» فرمايد: «اگر گويند: نه مذهب شما آن است كه اهل آخرت ملجأ باشند به ترك قبايح، و از ايشان قبيح در وجود نيايد كه آنجا معارف ضرورى باشد و ايشان به ضرورت دانند كه اگر مجادله آن كنند: «حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ» [٣] ؛ دگر آنكه ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ در برابر باشد و بر يكى از آن عاقل ملجأ شود به فعل واجب و ترك قبيح، پس چون است كه در اين آيه از ايشان حكايت كرد كه ايشان جحود كنند و انكار شرك خود و بر آن سوگند خورند تا خداى از ايشان بازگويد: «انظُرْ كَيْفَ
[١] روح الجنان، ج ٩، ص ١٥.[٢] همان، ج ٤، ص ٣٤٤.[٣] سبأ (٣٤): آيه ٥٤ .