مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٠٠
«و اصحاب ما روايت كردند كه آيت در شأن مهدى عليه السلام آمد كه خداى او را و اصحاب او را، از پس آنكه ضعيف و مستضعف اند، منت نهد بر ايشان. و مراد به زمين، جمله زمين دنيا است و ايشان را امام كند در زمين و ايشان را وارث كند و اين قول اولى تر است از آنجا كه موافق ظاهر است از چند وجه: يكى ارض به لام تعريف جنس بر عموم حمل كردن اولى تر باشد دگر لفظ امام در حق او حقيقت و در حق بنى اسرائيل مجاز. دگر آنكه وارث به او لايق تر است؛ از آنجا كه بازپسين ائمه است و او وارث همه گذشتگان باشد و به دامن قيامت متصل بود دولت او و مثله قوله: «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» ». [١] همو نيز در تفسير آيه ١٠٦ سوره انبيا: «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» گويد: «و اصحاب ما به اين آيت استدلال كرده اند بر خروج مهدى عليه السلام و وجه استدلال آنكه گفتند خداى تعالى گفت: من در كتاب اوايل نوشته ام يكى از پس ديگرى و بر پيغمبر مقدم فرستاده كه من جمله زمين را به ميراث بندگان صالح دهم، و اطلاق قديم تعالى در حق شخص لفظ صالح، دليل بر عصمت او كند؛ براى آنكه يكى از ما كه تزكيه غيرى كند، آن باشد كه گواهى دهد بر صلاح ظاهر او؛ براى آنكه باطنش نداند و بر آن مطلع نباشد. چون خداى تعالى اين تزكيه كند، دليل عصمت مزكّا باشد؛ براى آنكه او عالم است به ظاهر و باطن و معطّل بر اسرار و نهانى، و در امت كس به عصمت ائمه نگفت و اثبات معصومى نكرد، جز امامان. پس از اين وجه دليل كند بر آنكه مراد به آيت، معصومين باشد». [٢] ابوالفتوح در تفسير آيه سوم سوره بقره: «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ»
[١] روح الجنان، ج ٨، ص ٤٣٥ ـ ٤٣٦.[٢] همان، ص ٦٤ و ٢٣٦.