مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٩٥
وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» گويد: «و اين آيه دليل است بر امامت اميرالمؤمنين عليه السلام و وجه استدلال آيه آن است كه خداى تعالى اثبات ولايت كرده خود را به لفظ إنّما و فايده او اثبات الشى ء و نفى ما سواه است.... و لفظ ولى ، أولى فايده دهد [يعنى لفظ ولىّ مفيد معنى أولى است]، به دلالت قولهم فلان ولى هذا الامر، أى أولى به من غيره، و هو ولىّ الطفل، و ولىّ الدم و ولىّ النكاح، و منه الخبر: لانكاح الا بولىّ مرشد و شاهدى عدل، مراد به ولى در اين همه مواضع اولى است... فلان وَلِيُّ عهد المسلمين، اي اولى بهم، و قال عليه السلام: ايّما إمرأةٍ نكحت بغير اذن وليّها فنكاحها باطل، و قوله تعالى حكاية عن زكريا عليه السلام: «فَهَبْ لِى مِنْ لَدُنْكَ وَليّاَ» ، أى اولى الناس بميراثي.... و آيه خطاب است جمله مكلّفان را فى قوله: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ» و رسول عليه السلام داخل است در خطاب و امام داخل است در خطاب در او؛ براى آنكه ولايت خداى تعالى بر همه خلقان ثابت است؛ چون گفت: «وَرَسُولُهُ» رسول عليه السلاماز ولايت خدا بيرون شد؛ چه ولايت كس بر نفسش ثابت نباشد، لإعتبار الرتبه بين الولىّ و المولى عليه. چون گفت: «وَالَّذِينَ آمَنُواْ» رسول عليه السلام از اين خطاب بيرون شد به حجت اجماع و امام بيرون شد به اعتبار رتبه؛ چنان كه در حق رسول عليه السلام و حق تعالى اگرچه ذكر نام خود و ذكر رسول صلى الله عليه و آله مصرح كرد، ذكر امام مصرح نكرد و لكن به وصف به جايى رسانيد كه جارى مجراى مصرح بود، گفت: ولىّ شما كه مكلفانيد و مخاطبيد به خطاب من، خدا است تعالى و او اولى تر به شما از شما كه فرمان او بريد و طاعت و انقياد كنيد و از او برگرفته به واو عطف كه معنى او اشتراك الثانى فى حكم الاول باشد. رسول خداى به شما اولى است و در باب ولايت و اولى ترى، حكم او حكم خداى است. عزوجل در افتراض طاعت، و از او فرود هم به واو