مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٩٤
نهم به معنى حليف و هم سوگند باشد.... دهم به معنى همسايه.... يازدهم به معنى سيد مطاع و رئيس و امام و آنچه در اين سلك رود. اين جمله اقسام چون تأمل كنند همه را، معنى راجع به اولى بود؛ براى آنكه خداوند به بنده، و بنده به خداوند، و آزادكننده به آزادكرده، و آزادكرده به آزادكننده، و همسايه به همسايه، و هم سوگند به هم سوگند، و ناصر به منصور، و پسرعم به پسرعم، و ضامن جريره و جمله اقسام اينان اولى تر باشد به اصحابشان از ديگران كه آن ولايت نباشد. پس درست شد كه معنى جمله راجع است به اولى و معنى اولى، لايق است در اينجا. دگر قرينه آنچه: أَلستُ أولَى بِكُم مِنكُمْ بِأنفُسِكُمْ نه من اولى ترم به شما از شما، آن گاه كه بى فص به حرف عطف گفت: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ ، أي من كنت أولى بولايته فَعَليٌّ اولى بولايته . و هيچ معنى از معانى مولا كه برشمرديم لايق نيست اينجا و معنى ندهد؛ چه محال است كه رسول صلى الله عليه و آلهگويد كه هر كه من پسرعم اويم، على پسرعم اوست يا معتِق يا معتَق يا ضامن جريره يا حليف يا همسايه، اين هيچ احتمال نكند جز أولى يا سيد مطاع.... و على اىّ حال به لفظ مولا، سيد و اولى خواست. دگر اشعارى كه در عهد رسول صلى الله عليه و آله و صحابه و تابعين گفتند در اين باب؛ چنانكه ذكر كرديم و كس بر ايشان ايراد نكرد. اين جمله دليل مى كند از آيه و خبر بر امامت اميرالمؤمنين عليه السلام پس از رسول صلى الله عليه و آلهبلافصل». [١] همچنين ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٦١ سوره مائده: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّه ُ وَرَسُولُهُ
[١] روح الجنان، ج ٧، ص ٤٦٠.[٢] حديد (٥٧): آيه ١٥.[٣] نحل (١٦): آيه ٧٥.[٤] نحل (١٦): آيه ٧٦.[٥] روح الجنان، ج ٤، ص ٢٨٦ ـ ٢٨٩؛ ج ٣، ص ٢١٢.[٦] روح الجنان، ج ٤، ص ٢٤٩ ـ ٢٥١.