مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٩٣
و از شواهد او قوله تعالى: «مَأْواكُمُ النّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ» [١] . كافران را گفت: مأواى شما دوزخ است و دوزخ مولاى شما؛ يعنى به شما اولى تر است و جز اين معنى احتمال نكند ... و از ميان اهل لغت در اين خلاف نيست. دگر به معنى مالك رقّ باشد. خداوندى كه بنده دارد به ملكيّت و شاهد او قوله تعالى: «ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ» [٢] الى قوله: «وَ هُوَ كَلٌّ عَلى مَوْلاهُ» [٣] ، يعنى على مالكه. و سيّم به معنى معتِق و چهارم به معنى معتَق و معتِق را كه آزاد كننده باشد مولى من فوق خوانند و آن را كه آزاد كرده بود، مولى من تحت خوانند و همچنين خداوند و بنده را مولى خوانند قبل العتق. و اين قسمت ديگر باشد و اين را به شواهد حاجت نيست از معروفى. اين پنج قسمت است و آنچه شايد به شاهد معتق باشد، قوله تعالى: «ادْعُوهُمْ لاِبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِى الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ» و ششم به معنى پسر عم باشد؛ چنان كه شاعر گفت: مَهْلاً بَنِى عَمِّنا مَهْلاً مَوالِينالاتَنْبِئوا مَيْتَِنا ما كانَ مَدْفُونا يكى از بنى هاشم به بنى اميه مى گويد: آهسته تر باشيد اى پسرعموها! مرده دفن شده را از گور بيرون نياوريد؛ يعنى كينه فراموش شده را تازه نكنيد. هفتم به معنى ناصر باشد، قال الله تعالى: «ذَلِكَ بِأَنَّ اللّه َ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لا مَوْلَى لَهُمْ» ، اى لا ناصر لهم. هشتم مولاى ضمان جريره باشد؛ چنان كه مردى بنده آزاد كند و از ضمان جريره و از ولاى او بيزار شود، گويد: از خير و شر او بيزارم، او را سائبه خوانند، او برود به كسى تولى كند آن كس ضمان جريره او بكند ولاى ميراث او او را باشد، آن كس را مولا خوانند.
[١] حديد (٥٧): آيه ١٥.[٢] نحل (١٦): آيه ٧٥.[٣] نحل (١٦): آيه ٧٦.