مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٩٢
اگر عام بود، مناقضه بود، به مثابه آن بود كه گفته باشد: «و ان لم تفعل» يعنى و ان لم تبلغ رسالته فما بلغت رسالته. اگر رسالت نگذارى، نگذارده باشى و اگر نكنى، نكرده باشى و در اين هيچ فايده اى نباشد. پس اين محال بود جز خصوص بنمايد؛ يعنى اگر اين رسالت مخصوص نگذارى، هيچ رسالت نكرده باشى آن رسالت كه گذارى ديگر رسالت بر آن موقوف باشد، جز امامت ـ و وصايت و نيابت و قائم مقام بداشتن تا به جاى او باشد و آن كند كه او كردى از امر و نهى و وعظ و زجر و اقامه حدود و قضايا و احكام و جهاد و آنچه خداى تعالى به تكليف پيغمبر و امام كرده است ـ نباشد؛ چه محال است گفتن كه غرض آن است كه امر به نماز بگذار، و الاّ رسالت روزه نكرده باشى و امر به روزه تبليغ كن، و الاّ رسالت حج نكرده باشى و امر زكات تبليغ كن، و الاّ رسالت جهاد نگفته باشى و ليكن اگر امام فرا ندارد كه رعايت رعيت كند و بيان شريعت و حل مشكلات و تولاى كارهايى كه به او مفوض باشد از جهاد و قضايا و احكام و اقامه حدود، همچنان باشد كه اداى رسالت نكرده باشد؛ از براى آنكه اگر فرو گذارد، ضايع شود و به مثابه ناكرده باشد. دگر اجماع اهل البيت عليهم السلام بر آنكه اين آيه در اين كار آمد و قصه او آن است كه ما گفتيم و اصحاب حديث با ما در اين اتفاق كردند. اما وجه استدلال از خبر رسول صلى الله عليه و آله گفت: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ آن است كه رسول صلى الله عليه و آله در وقتِ چنان، در جاى چنان، قوم را جمع كرد و بازداشت و فرود آمد فى غير منزل على غير كلاء و ماء و گفت: هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست. و لفظ مولا اگرچه محتمل است [ياز] ده معنى را، چنان كه به شرح تفصيل داده شود، حمل بر آن توان كردن كه حال را لايق بود و فايده كلام به آن بر جاى بماند. اما اقسام مولا؛ بدان كه مولا در لغت منقسم بود بر يازده قسمت. مولا آيد به معنى اولى و او اصل است و مرجع معانى ديگر اقسام به اوست؛ چنان كه گفته شود