مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٩١
«اى عجب اگر موسى را يارى بايست در نبوت، كه او را وزير باشد و معاون بر اداى رسالت و او را به فرعون فرستاده بودند، رسول ما را كه به كافة الناس بلكه به جن و انس فرستادند و هر يكى از صناديد قريش، فرعونى بودند، او را وزيرى نبايست؟! بلى، او را وزيرى بود و هم برادر او بود به فرمان خداى تعالى و خليفه او بود. پس از او تا لاجرم لغت او را: أنت منّى بمنزلة هارون من موسى، الاّ أنَّه لا نبيّ بعدي ؛ گفت: يا على! تو را از من منزلت هارون است از موسى، جز پيغمبرى. اين خبرى است متلقى به قبول و همه طوايف روايت كنند و اين خبر دليل امامت اميرالمؤمنين است؛ براى آنكه از ظاهر خبر مفهوم آن است كه رسول صلى الله عليه و آله به اين خبر اثبات كرد اميرالمؤمنين را از خود هر منزلتى كه هارون را بود از موسى، جز نبوت كه به لفظ استثنا كرد و اخوّت به عرف مستثنا است و از منازل هارون يكى وزارت و يكى خلافت، وزارت فى قوله: «وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي» و خلافت فى قوله: «هَارُونَ اخْلُفْنِي فِى قَوْمِي» ». [١] همچنين ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٧٢ سوره مائده: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ» ، پس از شرح مفصل و خواندنى و بسيار عالى درباره اين آيه و حديث معروف غدير در بيش از دوازده صفحه، گويد: «اكنون بدان كه اصحاب ما هم از آيت، هم از خبر دليل انگيخته اند بر امامت، اما وجه استدلال از آيه آن است كه خداى (عزوجل) امر كرد رسول خود را به تبليغ آنچه او را فرمود در آن وقت، آن گه گفت: اگر نكنى و نرسانى همچنان باشد كه هيچ رسالت نگذارده اى؟ به حكم ما فى قوله: «مَا أُنزِلَ» از دو وجه بيرون نيست، يا عام باشد، يا خاص؟
[١] روح الجنان، ج ٧، ص ٤٦٠.[٢] حديد (٥٧): آيه ١٥.[٣] نحل (١٦): آيه ٧٥.[٤] نحل (١٦): آيه ٧٦.[٥] روح الجنان، ج ٤، ص ٢٨٦ ـ ٢٨٩؛ ج ٣، ص ٢١٢.[٦] روح الجنان، ج ٤، ص ٢٤٩ ـ ٢٥١.