مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٨٧
همو در تفسير آيه نوزده سوره اعراف: «فَكُلاَ مِنْ حَيثُ شِئتُما وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ» گويد: «پيغمبران عليهم السلام ارتكاب قبايح نكنند و اخلالى به واجب نكنند؛ براى آنكه مُنْفِر باشد از قبول قول ايشان، و هرچه مُنْفِر باشد، واجب بود كه ايشان از آن منزّه باشند تا غرض قديم تعالى منقض نشود به بعث ايشان؛ چه غرض به بعث ايشان، قبول و امتثال است. هرچه در قبول و امتثال، قدح كند، بايد تا مصروف باشد از ايشان به لطفى كه آن را عصمت خوانند». [١] ابوالفتوح رازى در باب معصيت حضرت آدم عليه السلام و ديگر انبيا عليهم السلام و روايات مربوطه آورده است: «متكلمين اختلاف كرده اند: حشويه و اصحاب حديث گويند: صدور گناه كبيره بر انبيا جايز است به موجب قرآن و حديث. معتزله گويند: صدور صغاير از انبيا جايز است. نظّام و جعفربن مبشر گفتند: صدور گناه از انبيا بر سبيل سهو و غفلت روا بود. جُبّايى گفت: بر سبيل تأويل بود كه آدم عليه السلام گمان برد كه او را نهى از درخت معين كردند و نهى متناول بود جنس را. و به نزديك ما چنان است كه خداى تعالى آدم را مندوب كرد به ترك تناول. اگر تناول نكردى او را، در آن ثواب بسيار بود؛ اما بر تناول، او را ذمى و عقابى نبود. و همچنين گوييم در ساير آنچه حوالت است بر انبيا عليهم السلام و آياتى و اخبارى كه متضمّن چيزى است از اين معنى، حكم اين باشد». [٢]
[١] روح الجنان، ج ٥، ص ١٣١.[٢] همان، ج ٥، ص ١٣٢.