مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٨٥
نظم و نثر و برحسب مراد ما. چون خواستند تا بگويند، نتوانستند. اين دليل اعجاز قرآن است. اما آنكه از چه وجه معجز است، مسلمانان خلاف كردند. بعضى گفتند: اعجاز او از فرط فصاحت است و آنكه در درجه علياست از فصاحت و هيچ كلامى فصيح به اين آيه نرسد. و بعضى ديگر گفتند: كه وجه اعجاز در او، اين اسلوب مخصوص است كه با شعر و با خطبه نماند و با هيچ نوع از انواع كلام نماند. بعضى دگر گفتند: از آنجا كه متضمن اخبار غائبات است. بعضى دگر گفتند: وجه اعجاز، صرفه است و آنكه خداى تعالى صرف كرد عرب را از آنكه مانند قرآن آرند و سلب علم كرد از ايشان، با آنكه پيش از اين توانستند و اين در باب اعجاز بليغ تر باشد. و مذهب محققان متأخران اين است و سيد مرتضى علم الهدى (قدس الله روحه) اين اختيار كرد». {-١-}
معناى عصمت
ابوالفتوح رازى لطف محصِّل را عبارت از عصمت مى داند؛ چنان كه در تفسير آيه ١٩ سوره شورا: «اَلله لطيفٌ بِعِبادِهِ» گويد: «و هر لطف كه مكلَّف، عند آن از معاصى امتناع كند، آن را عصمت گويند». [٢]
وجوب عصمت انبيا
ابوالفتوح رازى در تفسير آيه سوم سوره فتح: «لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ» ، پس از نقل و نقد اقوال در تفسير اين آيه، از جمله تأويل معتزله در اين خصوص، گويد:
[١] روح الجنان، ج ٦، ص ٢٤٨.[٢] همان، ج ١٠، ص ٤٧.