مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٨٠
«و لطف از شرايط حسن تكليف است و از حكمت قديم تعالى نكو نباشد كه تكليف كند عارى از لطف؛ چه غرضِ او از تكليف، تعريض منزلتى است كه به او نتوان رسيد الاّ به تكليف و آن ثواب ابد است؛ چون داند كه چيزى هست كه مكلف را نزديك گرداند به امتثال اوامر و انتها از مناهى تا او به اين منزلت رسد و اگر نكند، مؤدّى بود با نقض غرض او از حكيم تعالى چيزى كه ناقض غرض او باشد نيكو نبود ـ تعالى علوا كبيرا». {-١-}
آنچه مربوط به مكلِّف و مكلَّف است
شيخ ابوالفتوح رازى معتقد است كه قبول ثواب و عقاب مربوط به مكلّف (خداوند) است؛ چنان كه در تفسير آيه ٩٩ سوره مائده: «مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ» گويد: «حق تعالى چون تقرير ثواب و عقاب كرد و تحريص كرد مكلفان را بر آن، باز نمود كه آنچه به رسولِ او تعلق دارد در حق شما جز بلاغ و رسانيدن نيست، اما قبول و امتثال و ثواب و عقاب به رسول تعلق ندارد و آن دو [فعل طاعات و ترك معاصى ]اول به مكلَّف تعلق دارد و اين دوى ديگر [ثواب و عقاب] به مكلِّف». [٢]
همه انسانها مكلف اند
ابوالفتوح رازى معتقد است كه اگر در عهدى پيغمبر و حجتِ ظاهر نبود، خداوند مردم را به مخالفت با احكام عقل، عذاب خواهد كرد؛ چنان كه فرمود: «وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ» [٣] . بنابراين در زمان فترت و قبل از اسلام، اعرابى را كه دختر را زنده به گور مى كردند، عذاب مى كند.
[١] روح الجنان، ج ١٠، ص ٤٧.[٢] همان، ج ٤، ص ٣٤٤.[٣] تكوير (٨١): آيات ٨ ـ ٩ .[٤] اسرا (١٧): آيه ١٥.[٥] روح الجنان، ج ٥، ص ٦٣.