مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٨
به معنى معبود خواهد بود، ولى چنين تفسيرى از نظر خود قرآن، چندان روشن نيست؛ بلكه «اله» به معنى خداست، چه خداى واقعى (اللّه ) و چه خدايان پندارى مانند بتها و ديگر معبودهاى مشركان، و لازمه خداوندى، معبود بودن است. تفسير «اله» به معبود، مايه بروز كذب در كلمه «لا إله إلاّ اللّه » خواهد بود؛ چگونه مى توان وجود معبودهاى ديگر را نفى كرد و حال آنكه در هنگام نزول اين آيه معبودهاى زيادى دور كعبه را فرا گرفته بودند و همگان در فتح مكه سرنگون و از بيت توحيد بيرون ريخته شدند. [١] برخى براى گريز از اين اشكال واژه «بحق» را تقدير مى گيرند؛ يعنى «لا إله بحقّ». در اين صورت، مشكل دروغ بودن حلّ مى شود، ولى اين كار بر خلاف ظاهر «كلمه اخلاص» است. ما در تفسير مفاهيم القرآن و همچنين در تفسير منشور جاويد درباره مادّه «اله» به گستردگى سخن گفته ايم و تا حدّى روشن ساخته ايم كه «اله» به معناى خداست. چيزى كه هست، «اللّه » عَلَم است و «اله» علم نيست. اصنام و بتها از نظر عرب «اله» بودند؛ هر چند خود مخلوق خداى برتر به نام «اللّه » به شمار مى آمدند.
٢. برهان تمانع
برهان تمانع يكى از براهين توحيد در ربوبيّت است؛ به اين معنا كه جهان، يك «ربّ» و صاحب و يك كارگردان و مدير بيش ندارد؛ زيرا فرض دو «اله» براى يك جهان، مايه فروريزى نظام مى گردد؛ زيرا اين دو «اله» به حكم اينكه دو موجود مغاير و متخالف هستند، طبعاً دو نوع اراده و خواست خواهند داشت كه در عين حال، هر يك خواهان پديد آوردن نظام خاصّى خواهند بود. در اينجا ابوالفتوح رازى چند
[١] سيره حلبى، ج ٣، ص ٨٦؛ تاريخ الخميس، ج ٢، ص ٨٦ ـ ٨٧؛ مستدرك حاكم، ج ٢، ص ٣٦٧.