مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٧٧
«و لطيف، فاعل لطف باشد و لطف در اصطلاح متكلمان فعلى باشد كه مكلف عند آن به صلاح نزديك تر باشد و از فساد، دورتر، سواء اگر از فعل خداى باشد يا از فعل غير او ...». {-١-}
حقيقت لطف
ابوالفتوح رازى معتقد است كه علم داعى بر فعل طاعات و ترك معاصى است و اين لطف الهى به مكلف است. او در تفسير آيه ٩٨ سوره مائده: «اعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» گويد: «و حق تعالى در اين آيه ترغيب و ترهيب كرد و وعد و وعيد فرمود، گفت: بدانى كه خداى تعالى سخت عقاب است تا اين علم شما را داعى باشد با فعل طاعت و اجتناب مُقبِحات و نيز چون بداند كه خداى تعالى آمرزنده و بخشاينده و كريم است، او را داعى باشد به فعل طاعات و ترك معاصى و اين جمله الطاف باشد كه خداى تعالى با مكلف كند؛ براى آنكه علمِ به منافع و مضارّ، دعوت كند خداوندش را با كردن اين و صرف كند از كردن آن». [٢] او در تفسير آيه ٥٧ سوره قصص: «إِنَّكَ لا تَهْدِى مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِى مَن يَشَاء وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» مى نويسد: «حق تعالى در اين آيه باز نمود كه هدايتى كه لطف بود و اسبابى كه مقرب بود به ايمان و طاعت و آلت باشد در او، چون: قدرت و عقل و تمكين و ازاحت علت و نصب ادله و مانند اين به رسول صلى الله عليه و آله تعلق ندارد؛ چه او بر بعضى از اين چيزها قادر نباشد و بعضى آن است كه اگرچه مقدور او بود، او نداند كه كدام است از فعلها كه مكلف را لطف باشد و مقرب». [٣]
[١] روح الجنان، ج ١٠، ص ٤٧.[٢] همان، ج ٤، ص ٣٤٤.[٣] همان، ج ٨، ص ٤٦٩.