مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٦٣
تأويل گوييم فى قوله: «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ» ؛ چون كران و گنگان و كوران اند، در قلّت انتفاع به گوش و زبان و چشم...». [١] ابوالفتوح رازى آيه ٦٨ سوره اعراف را نيز دليل بر بطلان قول مجبّره مى داند. [٢] همچنين در تفسير آيه ٨٣ سوره نساء: «مَن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَد أطاعَ اللّهُ» نوشته: «حق تعالى در آيه پيدا كرد كه طاعت رسول، اطاعت من است؛ براى آنكه امر او، امر من است و به رضاى من است. پس حكم امر او، حكم امر من دارد، نه آنكه امر او و امر خداى يكى باشد كه امرى از ميان دو آمر فعلى باشد از ميان دو فاعل و آن فاسد است، و در آيه تمسّكى نيست مجبّره را؛ براى آنكه ظاهر است در عرف و مطّرد است در استعمال كه يكى از ما، چون دو فاعل خواهد كه اختصاص غيرى به او باز نمايد، گويد: حكم او، حكم من است و امر او، امر من است و طاعت او، طاعت من است و رضاى او، رضاى من است. نه آن خواهد كه عين فعل او عين فعل من است؛ بل آن خواهد كه آنچه او فرمايد، آن فرمان من است و مصلحت همچنان به او متعلق است كه به فرمان من. پس چو حكم هر دو امر يكى باشد، حكم هر دو طاعت، كه امتثال امر است، يكى باشد». [٣] وى در تفسير آيه ٢٨ سوره اعراف: «وَإِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً قَالُواْ وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءنَا وَاللّهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء أَتَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» گويد: «و آيه دليل بطلان مذهب مجبره مى كند از اين وجه كه گفتيم و دليل بطلان مذهب اصحاب معارف مى كند، فى قوله: «أَتَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» و دليل بطلان مذهب قائلان تقليد؛ آنجا كه گفت از ايشان بر سبيل انكار: «قَالُواْ
[١] روح الجنان، ج ١، ص ٧١.[٢] ر.ك: همان، ج ٥، ص ١٩٤.[٣] همان، ج ٣، ص ٤٤٦ ـ ٤٤٧.