مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٦٢
«بدان كه اين آيه از جمله آيتهاى متشابه است و ظاهر آيه چنان مى نمايد كه خداى تعالى بندگان را باز دارد به مُهْر كه بر دلِ ايشان نهد. و در آيه وجوهى هست از تأويل كه آيت را از آن بِبَرَد كه مُجَبِّره را به آن تمسكى باشد. يكى آنكه ختم در كلام عرب به معنى گواهى بود. عرب گويد: أَراكَ تَخْتِمُ على ما يَقولُ فُلانٌ ؛ تو را چنان مى بينم كه مُهر به سخن فلان باز مى نهى؛ يعنى گواهى مى دهى بر صدق آن و خَتَمْتُ عَلَيْكَ بِأنَّكَ لاتَعْلَمْ ؛ من مُهر باز نهادم به آنكه تو اين كار ندانى؛ يعنى گواهى دادم. و معنى آيت آن بود كه خداى تعالى گواهى داد بر دلهاى ايشان كه نظر نمى كنند و نمى دانند و قبول حق نمى كنند. وجه دوم آن است كه ختم، به معنى علامت بود. چنان كه در شاهد، يكى از ما مُهرى براى علامت برجاى نهد، خداوند بر دلهاى كافران علامتى كند كه فرشتگان، ايشان را بازشناسند و از ايشان تبرّى كنند و لعنت كنند ايشان را و براى ايشان استغفار نكنند؛ چنان كه براى مؤمنان. وجهى ديگر آن است كه مراد به اين طبع و ختم، نَه چيز مانع باشد از ايمان. نبينى كه در دگر آيت گفت: «بَلْ طَبَعَ اللّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً» [١] ؛ ايشان ايمان نيارند به آن مُهر، الاّ اندكى و اگر مانع بودى، اندك و بسيار را مانع بودى؟ وجهى ديگر آن است كه اين عبارت باشد از اصرار ايشان بر كفر و قطعِ طمعِ رسول صلى الله عليه و آله از ايمان ايشان. گفت: چون كسانى اند كه مُهر بر دلها نهاده اند در اين باب؛ چه عرب چون خواهد كه در تشبيه مبالغه كند، حرف تشبيه بيفكند، گويد: هو أسد؛ او شير است؛ يعنى به شجاعت، چون شير است؛ يعنى ايشان چيزى نخواهند شنيدن و ديدن و دانستن؛ چون كسى كه بر دل و چشم و گوش مُهر دارد و مانند اين
[١] اعراف (١٧): آيه ١١٧.[٢] طه (٢٠): آيه ٦٩.[٣] صافات (٣٧): آيه ٩٦.[٤] صافات (٣٧): آيه ٩٦.[٥] روح الجنان، ج ٩، ص ٣١٨ ـ ٣١٩.[٦] همان، ج ٢، ص ٦٧.[٧] نسا (٤): آيه ١٥٥.[٨] روح الجنان، ج ١، ص ٧١.[٩] ر.ك: همان، ج ٥، ص ١٩٤.[١٠] همان، ج ٣، ص ٤٤٦ ـ ٤٤٧.[١١] روح الجنان، ج ٥، ص ١٤٤.[١٢] همان، ج ٦، ص ٤٧١.[١٣] فصلت (٤١): آيه ١٧.[١٤] محمّد (٤٧): آيه ١٧.[١٥] يونس (١٠): آيه ٩.[١٦] محمّد (٤٧): آيه ٤ ـ ٥ .[١٧] مائده (٥): آيه ١٦.[١٨] عنكبوت (٢٩): آيه ٦٩.[١٩] روح الجنان، ج ٥، ص ٥٣ ـ ٥٤ .[٢٠] همان، ص ١٠٩.