مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٥٤
بخش سوم: عدل و افعال الهى
عدل
ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ده سوره زمر: «... وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ...» گويد: «و اين نيز دليل عدل است و دليل بطلان مذهب مجبّره كه روا دارند كه خداى تعالى به گناه ديگرى، ديگرى را بگيرد و بار عقوبت او بر اين بنهد و اطفال كفّار را به گناه پدران عقوبت كند». [١]
عدل، جزء اصول مذهب است
ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٩٣ سوره نحل: «إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ...» ، پس از بيان معانى عدل از قول عبدالله عباس و عطا و مقاتل و ديگران گويد: اين قولها كه مفسران گفتند، دليل آن است كه عدل از توحيد جدا نيست تا بدانند كه موحّد نَبُوَد آنكه عدلى نبود». [٢] كلام ابوالفتوح رازى ناظر است به عقيده جبريّه كه عدل را از اصول مذهب نمى دانند.
در بيان حقيقت فعل
ابوالفتوح رازى، وجود فعل را متوقف بر قصد و داعى، و عدمش را منوط به كراهت و صوارف فاعل آن فعل مى داند؛ چنان كه در تفسير آيه ١٢٩ سوره نساء: «وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء ...» گويد:
[١] روح الجنان، ج ٩، ص ٣٨٧.[٢] همان، ج ٧، ص ١٣٦.