مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٤٨
است كه با اين حروف و اصوات مغاير است و اين حروف دلالت بر كلام نفسى دارند». علامه مى گويد: «اين تعبير، غير معقول است؛ چون هر عاقلى مى داند كه آنچه فهميده مى شود از كلام، همين معناى عرفى آن است، نه كلام نفسى. بديهى است كه امر غيرمعقول را نمى توان به خداوند نسبت داد؛ بلكه بايد گفت كه حق تعالى متكلم است؛ به اين معنا كه حروف و صداها را مى آفريند؛ چنان كه حضرت موسى عليه السلام صدا را از درخت شنيد: «إِنِّى أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ» [١] ». مرحوم علامه طباطبايى هم مى گويد: «نحوه ارتباط با خدا چند قسم است: اول مرحله عالى آن است كه وحى است. مرتبه بعد، از آن وراى حجاب است؛ چنان كه خداى تعالى با موسى توسط درخت سخن گفت كه درخت حجابى بود و مرتبه بعد اين دو، فرستادن ملك است: «وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْياً أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً ...» ». [٢]
خداوند در مكان نيست
ابوالفتوح رازى پروردگار عالم را آفريننده مكان مى داند و از اين رو، حق تعالى در مكان نيست؛ چنان كه در تفسير آيه ١٨٣ سوره بقره: «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِى عَنِّى فَإِنِّى قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ...» گويد: «مراد به قرب، نه قرب مسافت كه از صفات اجسام است؛ چه بر خالقِ اجسام روا نبود و او خالق مكان است و خالق مكان در مكان نباشد: كان و لامكان فخلق المكان و لم يتغير عما كان. هيچ مكان از او خالى نيست نه به مماست و مجاورت، بل به معنى علم». [٣]
[١] قصص (٢٨): آيه ٣٠.[٢] شورا (٤٢): آيه ٥١ . الميزان، ج ١٦، ص ٣٢.[٣] روح الجنان، ج ٢، ص ٧٢ ـ ٧٣ .