مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٤٦
و آنچه بر چيزى به سازند و بر منهاج او نهند، مؤخر باشد از او و بر اين قاعده لغت عرب. به هرحال بايد تا مقدّم بر قرآن باشد و چون آنچه بر قرآن مقدم است محدث است، قرآن كه پس از او باشد، چگونه قديم باشد؟!». [١] وى در تفسير آيه اول سوره زمر: «تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ» گويد: «و اگر قرآن را منزل گويند دليل كند بر حدوثش؛ چون بر طريق مبالغه گويند أولى و أخرى كه دليل حدوث كند». [٢] همچنين در تفسير آيه ٢٥ سوره زمر: «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا...» گويد: «و حديث، ضِدّ قديم باشد و نقيض او؛ عجب از آنكه گويد قرآن قديم است و خداى تعالى گويد: حديث است و اين قول، متناقض باشد از دو گانه: يكى دروغ بود، اگر خداى راست گفت، قائلان آن قول دروغ گفتند؟ و اگر ايشان راست گفتند همانا احسن الحديث راست نباشد؟ تعالى الله عن الكذب علوا كبيراً». [٣] همو در تفسير آيه هفتم سوره ص: «مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِى الْمِلَّةِ الاْخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلاَّ اخْتِلاقٌ» گويد: «إِلاَّ اخْتِلاقٌ» ، و هو افتعال من الخلق و آن دروغ فروبافتن باشد ... براى اين ايهام روا نداشتيم كه قرآن را مخلوق خوانند، جز كه قرينه گويند با او كه بدانند كه مراد به مخلوق، مُحْدَث است تا وصف نكرده باشند قرآن را به آنكه مشركان گفتند». [٤] چنان كه بيان شد. ابوالفتوح رازى و همه متكلمان شيعه و معتزله، با آنكه قرآن را قديم نمى دانند و آن را آفريده پروردگار عالم مى دانند، در عين حال از اطلاق لفظ «مخلوق» بر قرآن پرهيز مى كنند؛ چون يك معنى مخلوق، دروغ است؛ چنان كه ابوالفتوح بيان داشته است.
[١] روح الجنان، ج ١٠، ص ٧٣ ـ ٧٤.[٢] همان، ج ٩، ص ٣٨٥.[٣] همان، ج ٩، ص ٣٩٧.[٤] همان، ص ٣٥٤.