مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٤١
نهم قوله: «وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء» دليل بطلان قول كاهنان و منجمان مى كند كه ايشان گفتند ما غيب دانيم از سير كواكب بى اعلام خداى تعالى. دهم قوله تعالى: «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالارْضَ» ردّ است بر مذهب فلاسفه كه گفتند: عالَم خود زمين است و افلاك كه بدان محيط است فى وراى آن دگر چيز نيست. نفى عرش و كرسى و لوح و قلم كردند. يازدهم قوله: «وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا» دليل بطلان قول جهودان كرد كه گفتند: إنّ الله أعْيَنى لِخَلْقِ السموات و الارض فاستراحَ . دگر دليل بطلان قول آنان كه گفتند: خداى تعالى قادر است به قدرت كه به قدرت فعل مخترع نشايد كردن. دوازدهم قوله: «وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ» دليل است بر بطلان قول ثنويان؛ چه اگر با او الهى بود، ممانعت كردى او را و مستعلى نبودى بر اشيا. همانا عظم موقع اين آيه براى كثرت ادلّه اوست بر اصول مسلمانى از توحيد و عدل». {-٣-}
[١] مريم (١٩): آيه ٤٢.[٢] يعنى علمِ زائد و اين صحيح نيست؛ چون خداوند عالم است به ذات خود و علمِ او عين ذات اوست.[٣] روح الجنان، ج ٢، ص ٣٢٧ ـ ٣٢٩.