مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٣٩
خواستى و يكى ضدِ آن و خلاف آن، يا مراد هر دو برآمدى، يا مراد هيچ دو بر نيامدى، يا مراد يكى برآمدى دون يكى. اگر مراد هر دو برآمدى، مؤدّى بودى به اجتماع ضدين؛ و اگر مراد هيچ دو برنيامدى، مؤدّى بودى به آنكه فعل ممتنع بودى از قادر بى منعى معقول و اين مؤدّى بودى با نقض قادرى ايشان؛ و اگر مرادِ يكى برآمدى دون يكى، مؤدّى بودى با نقض قادرى، آن گه كه مراد او برنيامدى. چون همه قسمها باطل است، اين بماند كه نشايد كه با خداى، خداى بود و او را شريك و انبازى باشد در الهيّت ـ تعالى علوا كبيرا». [١] ابوالفتوح رازى نيز در تفسير آيه ٩٤ سوره مؤمنون: «مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ» چنين گويد: «و اين معنى دليل ممانعت است و متكلمان آن دليل از اين دو آيت استخراج كردند. اين آيت و قوله: «لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا ...» ». [٢]
دليل ديگر بر توحيد حق تعالى و پاسخ شبهات منكرين
ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٢٥٧ سوره بقره: «اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِى الارْضِ مَن ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ ...» گويد: «در اين چند فوايد و ادلّه است بر اصول دين از توحيد و عدل: منها قوله: «اللّه» دليل است بر ذات و صفات خداى تعالى؛ براى آنكه تا بر صفتِ كمال نباشد، استحقاق عبادت ندارد. دوم قوله: «اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ» دليل بطلان قول همه مشركان است، از ثنويان و
[١] روح الجنان، ج ٨، ص ١١.[٢] همان، ج ٨، ص ١٥٦. .