مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٣٦
فصل دوم: در بيان وحدانيّت حق تعالى
ابوالفتوح رازى با يك بحث جالب و جامع به توحيد و ادلّه آن پرداخته، در تفسير آيه ١٥٩ و ١٦٠ سوره بقره: «وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ * إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالارْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِى تَجْرِى فِى الْبَحْرِ ... آيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» چنين گويد: «حق تعالى در اين دو آيه تقرير وحدانيّت خود كرد و در آيه اول، توحيد خود گفت و در آيه دوم، ادله آن گفت. خطاب به اين آيه [آيه اول] با جمله مكلفان است. حق تعالى گفت: معبود شما و خداى شما كه استحقاق عبادت دارد به ـ خلقِ اصولِ نعم [١] ، از حيات و قدرت و شهوت و نفرت و كمال عقل ـ يك خداست كه هيچ ذات با او مشاركت ندارد در قدرت بر اين. پس در اين منفرد است و انباز ندارد. و معنى آنكه گوييم: خدا يكى است، بر چهار وجه بود: يكى آنكه مثلى و نظيرى و كفوى ندارد؛ چنان كه گويند: فلان فريد عصره و واحده دهره، كسى را كه در فن خود بى نظير باشد. دوم آنكه منفرد بود به الهيّت و استحقاق عبادت. سوم آنكه تجزّى و تبعيض بر او روا نباشد. چهارم آنكه در صفات ذات منفرد است از قديمى و ديگر صفات و اين جمله را چون تحقيق كنند، مرجع با يك معنى بود و آن، آن است كه منفرد است به صفت ذات [٢] و آن صفتى است كه هيچ ذات از ذوات، او را مشاركت نكرده اند در آن و آن
[١] يعنى متكلمان متقدم معتقدند كه خداوند خالقِ اصول نعمتهاست؛ از قبيل: حيات، قدرت، شهوت، نفرت و كمال عقل.[٢] متكلمان معتقدند كه هر چيزى غير از صفات عارض، صفتى دارد كه ذات اوست. اين همان است كه حكما به آن ماهيت به معنى اعم گويند. اگر دو چيز مثل هم باشند، در صفت ذات مشترك اند و اگر ضدّ هم باشند، در صفت ذات، مباين يكديگر هستند.