مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٢٢
كلمات است، پس چرا حضرت موسى از درخت شنيد كه «إِنِّي أَنَا اللّهُ» و اگر كلام درخت باشد، پس موسى خدا پرست نبوده و درخت پرست بوده است و چون اين صحيح نيست، نشان اين است كه درخت محل كلام بوده و خداوند در آن كلام آفريد و خداى متعال فاعل كلام بود. وى در تفسير آيه «اللّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ» [١] مى نويسد: «خداى تعالى گويد قرآن حديث است. عجب از آنكه گويد: قديم است!» [٢] و در تفسير آيه «إِنّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا» [٣] مى گويد: «هم جعلناه، هم عربيا دليل بر حدوث قرآن است؛ براى آنكه هر چه كه مجعول است، قديم نتواند بود و لغت عرب لفظى است كه در تاريخ حادث شده است و اگر جزء قرآن است، بايد بر او مقدم باشد و چگونه محدث بر قديم مقدم شود....». [٤] شيخ ابوالفتوح همچنين قائل است كه عقيده خلق قرآن را مجبّره از مشركان اخذ كرده اند؛ زيرا قرآن از مشركان نقل مى كند كه «وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ» . [٥] بنابر اين شيخ ابوالفتوح رازى همگام با متكلمان اماميه از حدوث قرآن دفاع كرده و حتى از لفظ خلق قرآن ـ كه تعبيرى معتزلى است ـ استفاده نكرده است؛ اگر چه مآلاً نتيجه هر دو يكى است، ولى پايبندى شيخ را بر اصول شيعى به وجه اكمل ثابت مى نمايد.
[١] زمر (٣٩): آيه ٢٣ .[٢] روض الجنان، ج ١٦، ص ٣١٧.[٣] زخرف (٤٣): آيه ٣.[٤] روض الجنان، ج ١٧، ص ١٥٠.[٥] روض الجنان، ج ١٧، ص ٢٥٦. احقاف (٤٦): آيه ١٠.