مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١١١
تَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَكُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ...» [١] و «كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللّهِ...» [٢] مى نويسد: «در اين آيت ردّى ظاهر است بر مذهب مجبّره. ايشان گويند: خدا كفر در كافر آفريند و او را از ايمان آوردن منع كند. چگونه بر حكيم روا باشد كه خود منع كند از ايمان با قوه قاهره و ازطرف ديگر تعجب كند كه چرا كافران ايمان نمى آوردند؟ چگونه روا باشد كه مهر بر دل و چشم و گوش كافر زند و سپس تعجب كند كه چرا كافر ايمان نمى آورد؟». [٣] ايشان آيه «يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ» [٤] را دليلى ديگر بر ردّ مجبّره مى داند و معتقد است كه اگر خداى براى بندگانش آسانى را خواسته است، پس چگونه بر جبر، كافر را كفر مى دهد و سپس در قيامت عذاب و عقاب مى كند و از آن طرف مى گويد: من براى شما آسانى مى خواهم؛ جمع بين اين دو چگونه ممكن است. اگر گويند كه او مالك الملك است، آن كند كه خواهد، گوييم: بله، ولى مالك الملك حكيم است، نه سفيه و مكّار. وى در ادامه مى گويد: «چگونه در دنيا براى تو آسانى خواست، در سفر قيامت كه دشوارتر است، آسانى نخواهد. مخالفت عدل مكن كه مخالفت عدل مخالفت عقل باشد و من خالف عقله فقد خان نفسه». [٥] شيخ ابوالفتوح به اين نكته توجه دارد كه بعضى آيات مواضع مجبره را تقويت مى كند؛ لذا به توضيح چنين آياتى پرداخته و در تفسير آيه «خَتَمَ اللّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ» [٦] مى نويسد:
[١] بقره (٢): آيه ٢٨ .[٢] آل عمران (٣): آيه ١٠١.[٣] روض الجنان، ج ١، ص ١٨٤ ـ ١٨٥؛ ج ٤، ص ٤٥٥ ـ ٤٥٦.[٤] بقره (٢): آيه ١٨٥.[٥] روض الجنان، ج ٣، ص ٣٥ ـ ٣٦.[٦] بقره (٢): آيه ٧.