مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٠٨
معلوم، صحيح خواهد بود. [١] در اين عبارت ابوالفتوح بين اراده اى كه به علم باز مى گردد و اراده اى كه به اوامر خدا باز مى گردد، فرق گذاشته و وجهى را مى پذيرد كه با اختيار سازگارى دارد. ايشان در تفسير آيه «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلاّ ما شاءَ اللّهُ» [٢] مى نويسد: «مشيت خدا تعلق دارد به جمله افعال... ، و اما افعال ما، هر چه مأمور است بدان، از جهت او، آن را مريد باشد و آنچه منهىّ است از قِبَل او، آن را كاره باشد و آنچه جز اين باشد از مباحات و قبايح، آن را مريد نباشد و قبايح را كاره باشد و مباح را نه مريد باشد و نه كاره؛ براى آنكه جارى مجراى عبث بود». [٣] مجبّره براى تأييد ديدگاه خود به آيه «وَ لا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ إِنْ كانَ اللّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ...» [٤] تمسك كرده و گفته اند: ظاهر اين آيه دليل است بر اينكه آن را كه خداى متعال غوايت خواهد، نصيحت پيامبر سودى ندارد، ولى شيخ ابوالفتوح در جواب گويد: «اولاً، ظاهر آيه غوايت را به خدا نسبت نمى دهد؛ بلكه مى گويد: اگر خدا خواهد و چون منافى حكمت است، او نخواهد و قبيح جاهل كند يا محتاج. ثانيا، مراد به غوايت يعنى محروم شدن از ثواب و.... خامسا، منظور آيه اين است كه شما كافران، كه كفر خود را به مشيت و اراده الهى مى دانيد، پس نصيحت من شما را هيچ سودى نخواهد بود و حال آنكه خلاف اين است و خداوند مرا براى ايمان آوردن شما كافران فرستاد. بنابراين مشيت الهى به كفر شما تعلق نگرفته است...». [٥] شيخ ابوالفتوح آيه «وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا وَ ما يَزِيدُهُمْ إِلاّ نُفُوراً» [٦] را دليل بطلان قول مجبره دانسته و معتقد است كه خداوند در اين آيه تأكيد دارد كه من
[١] روض الجنان، ج ٩، ص ٢٦٠ ـ ٢٥٩.[٢] يونس (١٠): آيه ٤٩.[٣] روض الجنان، ج ١٠، ص ١٥٦.[٤] هود (١١): آيه ٣٤.[٥] روض الجنان، ج ١٠، ص ٢٦١ ـ ٢٦٣.[٦] اسرا (١٧): آيه ٤١.