مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٠٧
ضرورى در ايشان آفريند... و اين مشيت را بايد بر مشيت جبر و اكراه حمل كرد؛ زيرا خدا مريد است ايمان را بر وجه اختيار... و اين آيه دليل است كه اراده خدا محدث است و نه قديم... چگونه توان گفتن كه اراده قديم باشد و ايمان ايشان محدث... پس آيت دليل بطلان مذهب هر دو قوم مى كند، آنكه مريدى گويد يا به اراده قديم؛ چنان كه بيان كرديم». [١] وى در موارد متعدد ديگرى به نقد مذهب جبر در باب اراده الهى پرداخته و قائل است كه ديدگاه جبريه در اين زمينه كه اگر خدا نخواهد ما نتوانيم انجام دهيم، همان ديدگاه مشركان است كه نسبت دروغ به خداوند داده اند و اينكه كفر و ايمان به مشيت الزامى و جبرگونه الهى باشد، صحيح نمى باشد. [٢] در ديدگاه ابوالفتوح رازى يكى از بهترين آياتى كه نظر مجبّره را باطل مى سازد، آيه «تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ...» [٣] است. خداوند در اين آيه به صراحت بيان مى دارد كه مشيت و اراده من بر آخرت تعلق گرفته؛ ولى اختيار كافران و معصيت كاران بر دنيا است و بدين گونه، خداوند اراده خود را از اراده انسان جدا ساخت. وى در اين زمينه مى نويسد: «و مذهب مجبّره آن است كه هر چه مراد ماست، مراد خداى است؛ بل واجب باشد كه جمله مرادات، مراد او باشد بر هر دو مذهب، اعنى مذهب نجّار و مذهب اشعرى كه اين مريدالذات گويد خداى را، و او مريد به ارادت قديم...». [٤] شيخ ابوالفتوح رازى در باب كاره بودن معاصى از سوى خداوند، آن را به دو قسم كرده و معتقد است كه خداوند اگر كاره باشد بر وجه مأمور، همان جبر مى شود. بنابراين مورد پذيرش نيست؛ ولى اگر گوييم خدا كاره است بر وجه
[١] روض الجنان، ج ٨، ص ٤ ـ ٦ . (در ادامه، به اين دو مذهب بيشتر خواهيم پرداخت).[٢] ر.ك: همان، ج ٨، ص ١٦٩ ـ ١٧٠، ٢٤٩، ٢٩٨.[٣] انفال (٨): آيه ٦٧.[٤] روض الجنان، ج ٩، ص ١١٥ ـ ١٥٢.