مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٠٥
مجبور كنم كه جز مراد من نكنند و لكن من چنان خواهم كه ايشان آنچه كنند و نكنند، از اختيار كنند... و اين مشيت او اكراه و الجا است، نه مشيّت اختيار...». [١] از مباحث مطرح در باب اراده الهى اين است كه آيا خداوند اراده قبيح مى كند يا نه؟ متكلمين اماميه بر خلاف اهل سنت، اين اراده را بر خداى حكيم روا نمى دارند و قائل اند كه خداوند داعى بر فعل قبيح ندارد. كسى كه غنى بالذات است، احتياج به اين افعال و دواعى ندارد و اراده قبيح نيز قبيح است. [٢] بعضى از مفسرين در تفسير بعضى از آيات به ظاهر آنها اكتفا كرده و اراده قبيح را به خدا نسبت داده اند. شيخ ابوالفتوح رازى اين موارد را رد مى كند و آن را بر حكيم جايز نمى داند. وى در تفسير آيه «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ» [٣] مى نويسد: «كلمه لام در «لِيَزْدادُوا إِثْماً» نشايد كه لام غرض باشد؛ بلكه لام عاقبت است؛ براى آنكه اراده قبيح، قبيح باشد و از حكيم اين غرضِ فاسد، نكو نبود. و دگر آنكه بر اين اصل لازم آيد كه كافر مطيع باشد خداى را؛ زيرا آنچه او كرد خداى خواست». [٤] ايشان همين تفسير و تأويل را در آيه «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لَِيمْكُرُوا فِيها» [٥] بيان كرده و گفته است كه لام در «لَِيمْكُرُوا» لام غرض نيست؛ زيرا مكر قبيح است و اراده قبيح نيز قبيح است و بر حكيم جايز نيست و ديگر اينكه اگر لام غرض باشد با آيه «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاْءِنْسَ إِلاّ لِيَعْبُدُونِ» [٦] در تضاد و تناقض است. بنابراين لازم است كه لام را لام عاقبت بگيريم تا به اين محذورات برخورد
[١] روض الجنان، ج ٣، ص ٣٩٠ ـ ٣٩١؛ ج ١٠، ص ٣٤٩.[٢] كشف المراد، ص ٤٢٠ - ٤٢٣.[٣] آل عمران (٣): آيه ١٧٨.[٤] روض الجنان، ج ٥، ص ١٧٦ ـ ١٧٧.[٥] انعام (٦): آيه ١٢٣.[٦] ذاريات (٥١): آيه ٥٦.