مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٠٢
مقدم. وجهى دگر آن است كه مراد به اضلال آن است كه روز قيامت ايشان را از ره بهشت گمراه كنند و چندان كه ايشان خواهند تا به بهشت رسند، راه ندهند ايشان را و تمكين نفرمايد. وجهى دگر آن است كه مراد به اضلال هلاك است و عذاب، چنان كه گفت: «وَ يُضِلُّ اللّهُ الظّالِمِينَ» [١] . و اصل ضلال خود هلاك باشد، من قولهم: ضل الماء فى اللبن اذا ذهب فيه و لم يتبين، آن چهار وجه است، و اين چهار وجه اما قوله: «يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً» ؛ دل او تنگ كند و در اين نيز هم چهار وجه باشد: يكى آنكه اين كنايت باشد از عقوبت؛ يعنى خداى تعالى خذلان كند او را بر سبيل عقوبت. وجهى دگر آن است كه: او را از ره بهشت گمراه كند و دل او را تنگ كند تا ره به بهشت نبرد. و وجهى دگر آن است كه: فعل مضاف بود با من او دل خود تنگ كند به ترك نظر و تحصيل علم ناكردن. و وجهى دگر آنكه دل او تنگ كند در دوزخ به انواع غموم و هموم عذابهاى مختلف، و لابد است ما را و مخالف را از ظاهر آيت عدول كردن؛ براى آنكه در دل مؤمن بر حقيقت نورى و روشنايى نيست و در دل كافر ضيقى و حرجى نيست؛ بل دل ايشان از روى خلقت بر يك حد است. چون او گويد: اين كنايت است از ايمان و كفر، گوييم: چون كنايت خواهد بود. چرا نشايد كه كنايت باشد از حجت و شبهه و از خذلان و توفيق و از تمكين و تخليه و از اقدار و تمكين؟». شيخ ابوالفتوح رازى در تفسير آيه «إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ» [٢] قائل است كه چون هدايت، اسباب و الطاف خاص مى خواهد و اين فقط
[١] ابراهيم (١٤): آيه ٢٧.[٢] قصص (٢٨): آيه ٥٦.