مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٠١
تفسير دهند كه ايشان گفتند در حق رسول عليه السلام فى قوله: «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» [١] ، كه سينه شكافتن و دل شستن باشد، اين معنى صورت نبندد و حاصل نيست و نبود در حق هيچ كس از مؤمنان، و كذلك فى قوله تعالى: «أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّهُ صَدْرَهُ لِلاْءِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ» [٢] ، عجب از مذهب گويندگان اين معنى. خداى تعالى گفت: كافرى هفتاد سال بر كفر اصرار كرد و با من همتا و انباز گفت و رسولانِ مرا ناسزا گفتند، الهيت مرا منكر بود، چون انديشه كند و انتباهى بود او را ايمان آرد. حق تعالى [گفت]: من شرح صدر او كنم. دراين دو آيت آنچه بدترين كافران را حاجت نيست، بهترين پيغامبران را چگونه حاجت باشد. چون تفسير ايشان باطل شد، تفسير اهل عدل ماند، اين وجهى ديگر است. و وجهى دگر آن است كه بعضى اهل معانى گفتند كه: شرح صدر در آيت مضاف است با من كه مهتدى است و معنى آيت آن است كه: هر كس كه خداى خواهد كه او را هدايت دهد، او شرح صدر خود كند براى اسلام؛ يعنى نظر كند در ادله و تحصيل علم كنند، گفت بيانش قوله تعالى: «مَنْ كَفَرَ بِاللّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلاّ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالاْءِيمانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً» [٣] ، شرح صدر به كفر با او حوالت كرد. «وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ» ؛ و هر كه را خواهد كه اضلال كند. اين ضلالت همچنين بر وجوه است: يكى تمكين و تخليه بين العبد و بين اختياره السوء، آن گه اين را اضلال خواند، براى آنكه ضلال عند اين حاصل آيد. وجهى ديگر آن است كه: مراد به اضلال، خذلان است بر سبيل عقوبت بر كفر
[١] انشراح (٩٤): آيه ١.[٢] زمر (٣٩): آيه ٢٢.[٣] نحل (١٦): آيه ١٠٦.