ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٧٠ - فرموده است فلو رميت ببصر قلبك
ممكن نيست.
اينك باغهاى محسوس دنيا در پيش روى ماست، اگر از قواعد تأويل و حقايق الفاظ عرب و مجازات و استعارات و تشبيهات و تمثيلات و ديگر صنايع علم بيان كه در آغاز اين كتاب شرح داده شده آگاهى و از درك علوم الهى بهرهاى داشته باشى مىتوانى همين بهشت محسوس را نمونه و نردبانى براى شناخت و درك بهشت معقول و لذايذ آن قرار دهى، مثلا درختان بهشت را استعاره براى فرشتگان آسمانها بدانى و به هم خوردن برگهاى آنها ترشيح اين استعاره باشد و تپّههاى مشك براى معارف و كمالاتى كه از سوى پروردگار بخشنده به آنان عطا شده و در آنها فرو رفته، و براى آنها آفريده شدهاند و مانند درختان كه بر پشتهها مىرويند از آنها به وجود آمدهاند استعاره باشد، همچنين واژه انهار (رودها) براى آن دسته از فرشتگان كه از تعلّق به اجرام فلكى مجرّدند، و مانند نهرها كه مبدأ حيات و سبب بقاى درختانند، به منزله اصول و مبادى فرشتگان آسمانى مىباشند، استعاره مىباشد، و مرواريد تازه و ثمراتى كه ذكر شده استعاره براى علوم و كمالاتى مىباشد كه از اين ارواح عاليه بر نفوس مستعدّ بىهيچ مضايقه افاضه مىشود، و اين علوم و معارف همان ثمرات و ميوههايى مىباشد كه هر كدام بر طبق ميل خواهنده و بر حسب استعداد چيننده در دسترس او قرار مىگيرد.
بايد گفته شود كه نيروى بلند پرواز خيال از عبارات مذكور و اشياى محسوسى كه در خلال آنها نام برده شده افاضات مذكور را نقل و برداشت مىكند و هر كس به مقتضاى ميل و رغبت خود صورت آنچه را كه مرغوب و مطلوب اوست به آنها مىپوشاند، از اين رو در بهشت آنچه دل مىخواهد و چشم از آن لذّت مىبرد موجود است، و هر كس شايستگى چيزى را دارد به محض اراده براى او حاضر مىگردد. همچنين واژه عسل و خمر براى افاضاتى كه مورد رغبت و موجب لذّت نفس است استعاره شده، و ذكر اينها براى اين است كه برخى نفوس كه به