ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٣٦ - ٥ - إيتاء الزكاة
نابود كننده است، چنان كه على (ع) فرموده است: ثلاث مهلكات: شحّ مطاع، و هوى متّبع، و إعجاب المرء بنفسه يعنى: سه چيز نابود كننده است: بخلى كه به كار برده شود، و هواى نفس كه پيروى گردد، و خود پسندى، علّت اين كه بخل از مهلكات به شمار آمده اين است كه منشأ آن حبّ مال است، و مىدانيم كه دنيا و آخرت ضدّ يكديگرند، و نزديكى به يكى، موجب دورى از ديگرى است، علاوه بر اين چنان كه پيش از اين توضيح داديم، دوستى مال انسان را از توجّه به خدا و رو آوردن به سوى او منصرف و دور مىگرداند، و همين امر موجب هلاكت او در آخرت است. براى برطرف كردن اين خوى زشت، بايد نفس را تدريجا به بذل و بخشش عادت داد، زيرا دوستى چيزى را يكباره از دل بيرون كردن ميسّر نمىشود مگر اين كه نفس را اندك اندك به جدايى از آن وادار كرد، تا اين كه به آن خو كند، بنا بر اين زكات به تعبيرى كه ذكر شد طهور است يعنى نفس را از پليدى بخل كه موجب هلاكت است پاك مىسازد، بديهى است پاكيزه شدن نفس از اين طريق، به مقدار مالى كه در راه زكات مىپردازد بستگى دارد، همچنين منوط است به اين كه تا چه اندازه نسبت به مصرف اين مال در راه خدا و طاعت و محبّت او شادمان شده، و از اين كه توانسته است چيزى را كه مايه روگردانى او از قبله معبود شده دور گرداند، خوشحال شده باشد.
٢- دوّمين راز فريضه زكات شكر نعمتهاى خداست، زيرا نعمتهايى كه پروردگار متعال به بندگان ارزانى فرموده است برخى در جان و تن ماست. و اين گونه نعمتها را با انجام عبادتهاى بدنى مىتوان شكر گزارى كرد، و برخى در مال ماست كه بايد با اداى عبادتهاى مالى شكر آنها را به جا آورد، و به حقّ بايد گفت كه پستتر و دورتر از رحمت خدا كسى است كه بينوايى را بنگرد كه دستش از مال تهى و به او نيازمند شده، و وى به خود اجازه ندهد كه به شكرانه اين كه خداوند متعال او را از ديگران بىنياز و ديگران را به او نيازمند ساخته، يك دهم يا يك چهلم از آنچه دارد به او بدهد.