ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٦ - فرموده است و كان أهل ذلك الزمان تا أمواتا
مناسبت شباهتى كه ميان اينها و آب است استعاره فرموده است. استعمال المودّة باللّسان يعنى: دوستى را بر زبان دارند اشاره به نفاق و دورويى مردم است كه به زبان اظهار مهر و محبّت مىكنند ولى دلهايشان از همديگر دور و آكنده از دشمنى و حسد مىباشد، در عبارت: التّشاجر بالقلوب، واژه تشاجر (نيزه زدن) با دلها را به مناسبت شباهتى كه قلوب به نيزهها دارند استعاره فرموده است زيرا همان گونه كه با نيزه به دشمن حمله مىشود، دلهاى برخى براى نابود كردن بعضى ديگر مصمّم مىشود، و با نسبتهاى ناروا به بدگويى و طعن ديگران مىپردازد، واژه نسب نيز براى فسوق استعاره است، و وجه مشابهت اين است كه فسق و فجور در آن زمان موجب همبستگى و هميارى و دوستى بوده، چنان كه نسب و خويشاوندى چنين است، و عفاف و پاكدامنى موجب تعجّب و شگفتى مىشود، زيرا در ميان آنان كمياب و نادر است، عبارت: لبس الإسلام لبس الفرو مقلوبا زيباترين و رساترين تشبيه است، مشبّه به پوشيدن پوستين و وجه تشبيه وارونه بودن آن است توضيح مطلب اين است كه چون غرض اسلام تهذيب باطن است تا دل، پاكيزه و از تعاليم آن بهرهمند شود و آثار و فوايد ايمان در آن حاصل گردد، امّا منافقان اين هدف را دگرگون كرده و بدون اين كه اسلام را به دلهاى خود راه دهند تنها به زبان آن را به كار مىبرند، لذا معامله اين منافقان با اسلام به وارونه پوشيدن پوستين تشبيه شده است. زيرا اصل در پوستين اين است كه راسته پوشيده شود تا حيوانى كه پوستين لباس اوست از آن سود ببرد، ليكن مردم آن را وارونه استعمال مىكنند و توفيق از خداست.