ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٤٨ - فرموده است أعضاؤكم شهود
(٤٨٨٣١- ٤٨٨٢١)
فرموده است: أعضاؤكم شهود.
يعنى: اعضاى بدنتان گواهان او بر ضدّ شماست، چنان كه فرموده است:
«يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ» [١]، و اين كه فرموده است: و جوارحكم جنوده (جوارح شما لشكريان اويند) از اين نظر است كه بر ضدّ او كمك مىكنند، و معناى جمله و ضمائركم عيونه اين است كه ضمير و وجدان شما ديدهبان و جاسوس بر شماست، همان گونه كه خداوند فرموده است: «وَ شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرِينَ»^ [٢] اين گواهى و يارى اعضا و جوارح و ضماير بر ضدّ انسان به زبان حال آنهاست، و ما پيش از اين در باره اين كه چگونه خداوند اعضا و جوارح را به سخن در مىآورد، و نفوس بر ضدّ خود گواهى مىدهند توضيح دادهايم، ذكر واژه خلوات (جاهاى خلوت) كنايه از جاهايى است كه گناه در آن جاها صورت مىگيرد، و بر سبيل مجاز به كار رفته و اين كه مكانهاى خلوت اختصاص به ذكر يافته براى اين است كه در خلوت بيشتر احتمال ارتكاب گناه مىرود، و شايد مراد از خلوت، مصدر مطلق آن يعنى خلوت خلوا باشد، كه در اين صورت منظور مكان خلوت نيست و بطور حقيقت به كار رفته نه مجاز، مقصود از اين كه خلوات مذكور عيان خداوند است اين است كه اين مكانها در معاينه و ديد پروردگار است.
بارى همه اين سخنان براى بر حذر داشتن و دور ساختن انسان است از اين كه اعضا و جوارح خود را در خلوت به كار اندازد، و به كار ناشايست و گناه پردازد. و توفيق از خداوند است.
[١] سوره نور (٢٤) آيه (٢٤) يعنى: روزى كه زبانها و دستها و پاهايشان به آنچه مىكنند گواهى مىدهند.
[٢] سوره انعام (٦) آيه (١٣٠) يعنى: ... و بر زبان خود گواهى مىدهند كه كافر بودند.