ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٣٠ - فرموده است أساخ في الحق أسناخها
اسرار قرآن احاطه پيدا كنند و به عمق معانى و مقاصد آن برسند ناتوانند، ديگر به ملاحظه اين است كه قرآن معدن نفايس علوم و فضايل است، همان گونه كه دريا محلّ گوهرهاى گرانبهاست.
(٤٨٣٤١- ٤٨٣٣٧) ٤- راهى است كه در آن گمراهى نيست، آشكار است كه قرآن براى كسى كه بخواهد در پرتو آن به سوى خدا گام بردارد راهى روشن است، و كسى كه مقاصد آن را درك كند دچار گمراهى نمىشود.
(٤٨٣٤٦- ٤٨٣٤٢) ٥- شعاع تابانى است كه تاريك نمىشود، يعنى تاريكيهاى شبهه و نفاق نمىتواند حقّى را كه قرآن گوياى آن است بپوشاند، واژههاى شعاع، ضوء و ظلمت بر سبيل استعاره به كار رفته است.
(٤٨٣٥١- ٤٨٣٤٧) ٦- فرقانى است كه تابش برهانش فرو نمىنشيند، يعنى قرآن مشتمل بر دلايلى است استوار و پايدار كه حقّ و باطل را از يكديگر جدا و آشكار مىسازد، واژه خمود (فرو نشستن آتش) استعاره است، زيرا ادلّه و براهين قرآنى از لحاظ تابندگى و روشنگرى به آتش فروزانى شبيه است كه شعلههاى روشنى بخش آن فرو نمىنشيند و امام (ع) اين صفت آتش را كه خمودى نمىپذيرد به قرآن نسبت داده است.
(٤٨٣٥٦- ٤٨٣٥٢) ٧- بنيانى است كه اركانش ويران نمىگردد، واژه بنيان را براى آنچه قرآن بر آن مشتمل و در دلها رسوخ يافته استعاره آورده و با ذكر اركان كه لازمه هر بنايى است اين استعاره را ترشيح داده است.
(٤٨٣٦١- ٤٨٣٥٧) ٨- شفايى است كه بيم بيمارى در آن نيست، چنان كه خداوند متعال فرموده است: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ» [١] و آشكار است كه تدبّر در قرآن و اسرار آن موجب بهبود نفوس بشرى از بيمارى نادانى و عوارض خويهاى زشت و اخلاق ناپسنديده است، و اين شفايى است كه در پى آن بيم
[١] سوره إسراء (١٧) آيه (٨٢) يعنى: و قرآن را فرو مىفرستيم كه شفا و رحمت براى مؤمنان است، و ستمگران را جز زيان نمىافزايد.