ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٢٤ - فرموده است أساخ في الحق أسناخها
و سنّت پيامبر اكرم (ص) مىباشد، و چون دانشهاى اسلامى اعمّ از عقلى و نقلى، مانند آب كه از چشمه جوشان و سرازير مىشود، از كتاب و سنّت ريزش و تراوش مىكند، لذا واژه ينابيع را براى آنها استعاره فرموده است، و واژه عيون را براى آنچه محتواى كتاب الهى و سنّت نبوى به آن برگشت دارد استعاره آورده است، و اين علم بارى تعالى و فرشتگان و پيامبر (ص) اوست، اين كه علوم مزبور زياد و سرشار است روشن است و نيازمند توضيح نيست.
(٤٨١٧٦- ٤٨١٧٣) ٣٠- اسلام چراغى است كه شعلههاى آن فروزان است، اين جمله به مادّه و حقيقت اسلام اشاره دارد به اين لحاظ كه ادلّه و براهين احكام اسلام در كتاب و سنّت موجود است، واژه مصابيح (چراغها) را براى ادلّه مذكور، از نظر اين كه روشنگر كسانى است كه بيراهه به سوى خدا گام بر مىدارند استعاره فرموده، و افروختگى و اشتعال، ترشيح آن و بيانگر نهايت فروزش و تابش اين چراغها و روشنى كامل اين دلائل و براهين است.
(٤٨١٨٦- ٤٨١٧٧) ٣١- اسلام منار يا ستون نوربخشى است كه راهيان راه خدا از آن پيروى مىكنند، و نشانههايى است كه براى پويندگان طريق حقّ نصب گرديده است، اين گفتار نيز به كتاب و سنّت كه مادّه و اساس اسلام است اشاره مىكند، زيرا در آنها دلايلى از احكام ظنّى وجود دارد كه رهروان راه حقّ از آنها پيروى مىكنند، و طالبان حقيقت به وسيله نشانههايى كه در طول راه آنها نصب شده به مقصد خود راه مىيابند.
(٤٨١٩١- ٤٨١٨٧) ٣٢- اسلام آبشخورهايى است كه وارد شوندگان از آنها سيراب مىشوند، واژه مناهل (آبشخورها) را نيز براى كتاب و سنّت استعاره فرموده است، زيرا همان گونه كه تشنگان از آب چشمهها و آبشخورها سيراب مىشوند، آنهايى كه به اين سرچشمههاى دين رو آورند از انوار علوم بهرهمند مىگردند.
(٤٨١٩٦- ٤٨١٩٢) ٣٣- خداوند منتهاى خشنودى خود را در دين اسلام قرار داده است، چنان