ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٢٠ - ٨ - در جمله و خذل محاديه بنصره
گرفتن جزيه و تحقير آنان است، و تكريم اسلام عبارت از گراميداشت آن و مردمش مىباشد و اين كه مسلمانان را در نفوس ديگران ارجمند و بزرگ داشته است.
(٤٨٠٧٧- ٤٨٠٧٤)
٨- در جمله و خذل محادّيه بنصره
مراد يارى اهل اسلام است، يعنى خداوند با يارى اهل اسلام دشمنان آن را دچار خذلان و شكست كرده است.
در جملات چهارگانه پيش صنعت تضادّ موجود است، زيرا قرينهها در عزّت و ذلّت، بلندى و پستى، كرامت و اهانت، و يارى و خذلان ضدّ يكديگر است.
(٤٨٠٨٢- ٤٨٠٧٨) ٩- خداوند با استوار گردانيدن اركان اسلام و نيرومند ساختن آن پايههاى گمراهى را ويران كرده است، منظور از پايههاى ضلالت، اعتقادات گمراه كننده، و مردمان گمراه است، و واژه اركان استعاره است، زيرا همان گونه كه وجود ساختمان بستگى به ستونها و پايههاى آن دارد، گمراهى نيز به عقايد فاسد و مردمى كه داراى آن تباهيها و گمراهيها هستند وابسته است، واژه هدم نيز براى از ميان رفتن اين گمراهيها بر اثر نيرومندى اسلام و مسلمانان استعاره شده است.
(٤٨٠٨٨- ٤٨٠٨٣) ١٠- خداوند تشنگان وادى معرفت را از چشمههاى زلال آن سيراب كرده است، واژه سقى (آب دادن) را براى افاضه علوم دين و كمالات نفسانى به آنها استعاره فرموده است، واژه عطش (تشنگى) براى آنانى كه گرفتارى خود را به جهل و نادانى دانسته و از دانش بىبهرهاند، و واژه حياض (آبگيرها) را براى دانشمندان اسلام كه حوضهاى علوم و حكمت دين مىباشند و اين تشنگان از آنان كسب فيض مىكنند استعاره آورده است.
(٤٨٠٩٢- ٤٨٠٨٩) ١١- خداوند آبگاههاى آن را به وسيله آب كشندگان آن پر كرده است، واژه مواتح (آب كشندگان) را يا براى سران و بزرگان دين در قرن اوّل هجرى كه اسلام را از سرچشمه زلال آن يعنى پيامبر اكرم (ص) فرا گرفتند استعاره فرموده و يا براى انديشهها و پرسشها و بررسيهاى دانشمندان اسلام در باره دين و احكام آن و فوايدى كه به دست آوردهاند، استعاره قرار داده است، و در هر دو صورت وجه