ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٠١ - شرح
همچنين در باره اين كه چه كسى وارد قبر شود، تا جسد مقدّس پيامبر (ص) را در لحد گذارد اختلاف شد، على (ع) فرمود: جز من و عبّاس كسى درون قبر نشود، و پس از آن اجازه داد فضل بن عبّاس و اسامة بن زيد نيز به قبر در آيند، در اين ميان ناله انصار بلند شد و خواستند از آنان نيز يك تن به قبر پيامبر خدا (ص) در آيد، از اين رو أوس بن خولى كه از مجاهدين بدر بود نيز وارد قبر شد، توضيح داده مىشود واژه ضريح كه در خطبه آمده گاهى بر مطلق قبر اطلاق مىشود، و در اين صورت هم لحد و هم غير آن را شامل مىگردد.
امّا در باره اين كه خانه و اطراف آن همصدا با فرشتگان به شيون در آمده و گروهى از فرشتگان فرود مىآمدند، و دستهاى ديگر به آسمان بالا مىرفتند، و تا آن گاه كه پيامبر (ص) به خاك سپرده شد صداى آهسته آنان كه بر آن حضرت نماز مىگزاردند از گوش على (ع) قطع نشده است، ما در بخشهاى نخستين كتاب شرح دادهايم كه چگونه بشر آواز فرشتگان را مىشنود، همچنين روشن كردهايم كه نماز فرشتگان به اين برگشت دارد كه واسطه افاضه رحمت پروردگار بر بندگان مىشوند، و نيز معناى بالا رفتن و پايين آمدن آنان را توضيح دادهايم.
بايد دانست گفتار امام (ع) را تا آن جا كه ممكن است بر ظاهر آن حمل كردن اولى و سزاوارتر است از اين كه با زحمت به تأويل آن پرداخته شود.
در هر حال ذكر اين فضيلتها در اين جا به منزله صغراى قياس ضمير از شكل اوّل است كه به وسيله آن استدلال فرموده است به اين كه كسى نسبت به پيامبر (ص) از او شايستهتر نيست، و تقدير كبرا اين است كه هر كس در ارتباط با پيامبر خدا (ص) اين چنين باشد سزاوارتر به اوست، و در نتيجه آشكار مىشود كه هيچ كس از او نسبت به رسول اكرم (ص) احقّ و شايستهتر نيست، و منظور از اين حقانيّت، سزاوارتر بودن او از نظر منزلت و داشتن مناسبت با پيامبر (ص) است، براى اين كه در حيات آن بزرگوار، او برادر و وزيرش بود، و پس از مرگ نيز او وصىّ و جانشينش مىباشد، بنا بر اين منظور آن حضرت اين نيست كه ذاتا و شخصا از