ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٦٤ - ١٥ - فرموده است إن استصعبت تا تحب
(٤٦٧٢٧- ٤٦٧٢٠) ١٣- كوشش او در شب سپاسگزارى از خداست، به مناسبت آنچه در روز، روزى او كرده و بر آنچه او را از آن محروم داشته است، همچنين سعى او در روز اداى ذكر الهى است، تا خدا هم او را ياد كند و كمالات نفسانى و بدنى را روزى او گرداند، چنان كه فرموده است: «فاذكرونى أذكركم و اشكروا لى و لا تكفرون».
(٤٦٧٤٥- ٤٦٧٢٨)
١٤- يبيت حذرا و يصبح فرحا ... تا الرّحمة.
اين گفتار هر چه را پرهيزگار از آن بيمناك و بر حذر است، و همچنين آنچه را بدان خرسند است توضيح مىدهد و مقصود آن حضرت اين نيست كه شب او به بيم از غفلت، و روز او به خشنود بودن اختصاص دارد، بلكه اين سخن شبيه اين است كه مىگوييم: فلانى شب را با بيم و روز را با شادى آغاز كرد، همچنين در آن جا كه به شكر پرهيزگاران در شب، و ذكر آنها در روز اشاره فرموده منظور آن بزرگوار اختصاص آنها در اين اوقات نيست.
(٤٦٧٥٦- ٤٦٧٤٦)
١٥- فرموده است: إن استصعبت ... تا تحبّ.
اين سخن در باره مقاومت مسلمان پرهيزگار است كه هنگامى كه نفس امّاره كار را بر او دشوار مىسازد در برابر او پايدارى مىكند، و آن را بر خلاف آنچه ميل دارد مجبور مىسازد، و به خواستهها و تمايلات آن اعتنا نمىكند.
(٤٦٧٦٦- ٤٦٧٥٧) ١٦- روشنى چشم و شادى دل خود را در چيزهايى مىداند كه از ميان رفتنى نبوده، و در زمره كمالات نفسانى پايدار باشد، مانند دانش و حكمت و صفات برجسته اخلاقى كه همگى متضمن لذات باقى و سعادت دائمى است. اصطلاح قرّة عينه (روشنى چشمش) كنايه از خوشى و شادمانى اوست، زيرا مستلزم اين است كه با ديدن آنچه مطلوب اوست چشمش بدان قرار و آرام گيرد، و از آنچه رفتنى و ناپايدار است چشم پوشد و زهد اختيار كند.
(٤٦٧٧٢- ٤٦٧٦٧) ١٧- بردبارى را با دانش در آميخته است، پس نادان نيست تا سبكسرى كند، همچنين گفتار را با كردار قرين ساخته است در نتيجه آنچه را نمىكند