ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٥٧ - فرموده است تجارة مربحة
اسباب آن را فراهم، و آنان را براى عمل در اين راه آماده سازد.
(٤٦٤٩٥- ٤٦٤٩٢) ١٥- دنيا آنان را خواهان است ليكن آنان آن را نمىخواهند، اين سخن به زهد حقيقى پرهيزگاران اشاره دارد، و زهد ملكهاى است از فروع عفّت، و مدلول اين گفتار كنايه است بر اين كه آنان شايستگى احراز مقامات دنيوى مانند وزارت و قضاوت و سرورى و بزرگى را دارا هستند و در موقعيّتى قرار دارند كه اگر بخواهند اين مقامات به آنها مىرسد، و نيز احتمال دارد كه مقصود از دنيا اهل دنياست و اين مضاف حذف شده باشد.
(٤٦٥٠٠- ٤٦٤٩٦) ١٦- دنيا آنان را به اسارت خود در آورده ليكن آنان جان خود را فديه داده و از قيد آن رها شدهاند، ا ٠ ين گفتار گوياى اين معناست كه هر كس دنيا را پس از آلودگى و بهرهگيرى از خوشيهاى آن ترك، و از آن كنارهگيرى كند، و راه فرمانبردارى خدا را در پيش گيرد، خود را از آثار بد اعمال گذشته خويش كه همچون غلّ به گردن او در آمده است آزاد مىسازد، واژه أسر (اسارت) براى غلبه و سلطه آثار اعمال بر نفس، و كلمه فديه براى روگردانيدن از خوشيهاى دنيا و در پيش گرفتن راه خدا استعاره شده است.
اين كه در جمله أرادتهم الدّنيا و لم يريدوها با واو، و در عبارت ففدوا أنفسهم منها با فاء عطف شده براى اين است كه همچنان كه ممكن است انسان پس از رو آوردن دنيا به او، زهد پيشه كند و از او روى گرداند گاهى هم از نخست و پيش از آن كه دنيا روى خوشى به او نشان دهد از آن كنارهگيرى مىكند و زهد را بر مىگزيند چنان كه پيامبر اكرم (ص) فرموده است: «كسى كه آخرت را بزرگترين مقصد خود قرار دهد خداوند او را به مقصودش مىرساند و دنيا نيز به او مىرسد در حالى كه خوار و سر كوفته باشد [١]» بنا بر اين در جمله و لم يريدوها عطف با فا نيكو نبوده امّا در جمله ففدوا چون فديه دادن جز پس از اسارت انجام نمىگيرد با فاء
[١] من جعل الآخرة أكبر همّه جمع اللّه عليه همّه و أتته الدّنيا و هى راغمة.