ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٢٢ - شرح
دگرگونى تندرستى و ابتلاى به بيمارى و حلال و حرام دنيا پياپى گوشزد آنها سازند، و آنچه را خداوند سبحان براى فرمانبرداران و گنهكاران از بهشت و دوزخ و حرمت و خوارى آماده فرموده براى آنان بازگو كنند.
او را ستايش مىكنم بدان گونه كه از آفريدگانش خواسته است او را ستايش كنند، و براى هر چيزى اندازهاى، و براى هر اندازهاى مدّتى، و براى هر مدّتى نوشتهاى قرار داده است.»
[شرح]
(٣٩٦٥٧- ٣٩٥٩٥) امام (ع) خداوند را از اين نظر ستايش كرده است كه به سبب روشنى آيات و آثارش، در نزد عقول معروف و شناخته شده است، با اين كه او منزّه است از اين كه به وسيله حسّ باصره كه اختصاص به اجسام و ملحقات آنها دارد درك و شناخته گردد. سپس به اعتبار اين كه آفريننده و پديد آورندهاى است كه در خلق و ايجاد منزّه، از تعب و رنج است او را مىستايد، زيرا رنج و تعب مستلزم وجود اعضا و آلات است و اينها نيز از ويژگيهاى جسم بوده كه لازمه آن ضعف و به پايان رسيدن نيرو است، پس از اين همه آفريدگان و تمامى نعمتهايى را كه ارزانى آنهاست به قدرت خداوند نسبت داده است تا شنوندگان رابطه خود را با خدا بشناسند و نسبت خود را با او بدانند، همچنين از اين ديدگاه او را ستوده است كه همه ارباب قدرت و گردنفرازان را به سبب كمال عزّت بىمنتهاى ذات واجب الوجود خود كه مستلزم خضوع هر موجود ممكن الوجود و نيازمند به اوست بنده خود ساخته است، و نيز از اين نظر كه بر همه بزرگان به سبب كمال عظمت وجود واجب على الاطلاق خود، و فقر و بندگى آنها، بزرگى و سرورى دارد و هم به مناسبت كمال لطف او به بندگانش و حكمت و مصلحتى كه در ايجاد آنهاست او را ستايش كرده است، و از اين كه آنان را در دنيا سكنا داده و پيامبرانى از آنان بر انگيخته و به سوى جنّ و انس فرستاده چنان كه فرموده است: «يا مَعْشَرَ الْجِنِ