ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧١٧ - فرموده است لله أنتم!! تا السبيل
كردن آنها از اين جهان است، پس از اين واژه بيع را براى معاوضه متاع قليل و فانى دنيا با متاع بسيار و باقى آخرت استعاره فرموده است و سپس يادآورى مىكند كه برادران صحابى او كه در صفّين به شهادت رسيده و زندگى را از دست دادهاند زيانى نكردهاند و ضرر مرگ از آنها منتفى است و با ذكر اين كه دنيا محلّ تحمّل غصّهها و نوشيدن آب تيره و درد آلود و رويدادهاى ناگوار و مشاهده نارواييها و منكرات است بىميلى خود را به دنيا اظهار كرده است و در اين هنگام كه عدم رغبت خود را به زندگى دنيا ابراز فرموده، به سود بزرگى كه اينان با از كف دادن حيات دنيا عايدشان شده اشاره كرده و اين عبارت از لقاى پروردگار، و رسيدن به پاداشهايى است كه خداوند به اعمال شايسته آنها مىدهد، و در آمدن در سراى امن الهى يعنى بهشت است، پس از بيم و هراسى كه از فتنههاى گمراهان و خدانشناسان داشتهاند.
(٣٩٤٣٩- ٣٩٤٣١) پس از اين در باره آنانى كه راه حقّ را برگزيدند و بر اين طريقه در گذشتند، و همراه و همگام آن حضرت بودند پرسش مىكند، استفهام آن بزرگوار براى اظهار اندوه از فقدان آنها و ابراز وحشت و تنهايى از جدايى آنان است، (٣٩٤٤١- ٣٩٤٤٠) سپس در باره بزرگان آنان مىپرسد و عمّار بن ياسر را نام مىبرد، فضل و برترى عمّار در ميان اصحاب مشهور است، پدر او عرب قحطانى، و مادرش كنيز ابى حذيفة بن مغيرة مخزومى بود، ابى حذيفه سميّه را پس از تولّد عمّار آزاد كرد، از اين رو عمّار با بنى مخزوم هم پيمان بود. هنگامى كه او و مادرش به نام سميّه اسلام اختيار كردند بنى مخزوم آنان را به سبب ايمان به خدا مورد شكنجه قرار دادند، ناگزير عمّار آنچه را از او خواستند بر زبان جارى كند انجام داد امّا دل او بر ايمان به خدا استوار بود لذا آيه «إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ [١]» در بارهاش نازل شد و پس از آن به سرزمين حبشه هجرت كرد، او به هر دو قبله اسلام نماز گزارده و از مهاجران
[١] سوره نحل (١٦) آيه (١٠٦) يعنى: ... جز كسى كه مجبور شود و دلش برايمان ثابت و استوار باشد.