ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧١ - نيز از اين خطبه است
اين است كه اين طايفه مانند درختان، داراى ميوه و شاخهاند كه شاخههاى آنها انبيا و رسولان، و ميوه آنها علوم و كمالات نفسانى است.
٢- واژه «مشكاة» براى فرزندان ابراهيم (ع) استعاره شده است، و جهت مشابهت اين است كه پيامبران از ميان فرزندان ابراهيم (ع) برخاستهاند، و از خانههاى آنان انوار نبوّت و هدايت سر برآورده و تابيده است همچنان كه نور چراغ از مشكات كه جايگاه آن است مىتابد.
٣- واژه «ذؤابة» ظاهرا اشاره به قريش است، و وجه مشابهت اين است كه قريش مانند گيسوان كه از سر آويزان است خود را به شاخههاى شرف و بلندى مرتبه پدران خود آويختهاند.
٤- «سرّة البطحاء» اشاره است به اين كه خداوند پيامبر (ص) را از برترين خاندانهاى مكّه برگزيده است.
٥- واژه «مصابيح» نيز استعاره براى پيامبران است، و وجه مشابهت آشكار است، سابقا نيز بطور مكرّر، آنان به مصابيح ظلمات جهل تعبير شدهاند، يعنى پيامبران در تاريكيهاى جهالت و نادانى همچون چراغها هستند.
٦- واژه «ينابيع» استعاره است، و وجه مشابهت اين است كه همان گونه كه آب از چشمهها فوران مىكند دانش و حكمت نيز از پيامبران ريزش دارد.
نيز از اين خطبه است:
طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْكَمَ مَرَاهِمَهُ- وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ يَضَعُ ذَلِكَ حَيْثُ الْحَاجَةُ إِلَيْهِ- مِنْ قُلُوبٍ عُمْيٍ وَ آذَانٍ صُمٍّ- وَ أَلْسِنَةٍ بُكْمٍ- مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ- وَ مَوَاطِنَ الْحَيْرَةِ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِأَضْوَاءِ الْحِكْمَةِ- وَ لَمْ يَقْدَحُوا بِزِنَادِ الْعُلُومِ الثَّاقِبَةِ- فَهُمْ فِي ذَلِكَ كَالْأَنْعَامِ السَّائِمَةِ- وَ الصُّخُورِ الْقَاسِيَةِ- قَدِ انْجَابَتِ السَّرَائِرُ لِأَهْلِ الْبَصَائِرِ- وَ وَضَحَتْ مَحَجَّةُ الْحَقِّ لِخَابِطِهَا- وَ أَسْفَرَتِ السَّاعَةُ عَنْ وَجْهِهَا- وَ ظَهَرَتِ الْعَلَامَةُ لِمُتَوَسِّمِهَا- مَا لِي أَرَاكُمْ أَشْبَاحاً بِلَا أَرْوَاحٍ- وَ أَرْوَاحاً بِلَا أَشْبَاحٍ- وَ نُسَّاكاً بِلَا صَلَاحٍ- وَ تُجَّاراً بِلَا أَرْبَاحٍ- وَ أَيْقَاظاً نُوَّماً- وَ شُهُوداً