ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠٦ - ٦ - و لا يحد بأين،
براى اين است كه عرب، آثار سماوى از قبيل باد، باران، گرما و سرما را به انواء (حركات ستارگان) نسبت مىدهد.
(٣٩٠٤٤- ٣٩٠٢٨) سپس امام (ع) خداوند را به اعتبار تقدّمى كه در وجود بر آفريدگان دارد ستايش مىكند، و آنچه در باره كرسى و عرش گفته مىشود پيش از اين دانستهايم.
پس از اين خداوند را از نظر صفات سلبى او كه در زير ذكر مىشود تنزيه فرموده است:
(٣٩٠٤٧- ٣٩٠٤٥)
١- أنّه لا يدرك بوهم،
يعنى: خداوند با تفكّر و انديشه درك و دانسته نمىشود.
(٣٩٠٥١- ٣٩٠٤٨)
٢- أنّه الا يقدّر بفهم،
يعنى: حقّ تعالى با فهم و ادراك معيّن و محدود نمىگردد، زيرا فهم از صفات عقل است و گفته شد كه خرد و انديشه از بيان چگونگى خداوند ناتوانند.
(٣٩٠٥٥- ٣٩٠٥٢)
٣- و لا يشغله سائل:
خواهنده او را باز نمىدارد، براى اين كه علم و قدرت او بر همه چيز احاطه دارد، و اين موضوع پيش از اين توضيح داده شده است.
(٣٩٠٥٩- ٣٩٠٥٦)
٤- و لا ينقصه نائل:
عطا گيرنده، از ثروت او نمىكاهد، زيرا كاستى و نقصان متوجّه كسى مىشود كه نيازمند و محتاج باشد، و خداوند متعال منزّه از اين است.
(٣٩٠٦٣- ٣٩٠٦٠)
٥- لا يبصر بعين،
يعنى: خداوند اگر چه بصير و بيناست امّا بينايى او به حسّ باصره نيست، زيرا خداوند منزّه از حواسّ است.
(٣٩٠٦٧- ٣٩٠٦٤)
٦- و لا يحدّ بأين،
يعنى: عقل نمىتواند خداوند را در مكانى محدود كند و مكان بر او احاطه يابد، زيرا او از تحيّز و قرار گرفتن در مكان منزّه است. و اين سخن مبتنى بر نفى كمّ متّصل [١] از خداوند است.
[١] كمّ از مقوله اعراض و بر دو قسم است متّصل و منفصل، كمّ متّصل مانند مكان و زمان و كمّ منفصل مانند عدد و حركت، منطق مظفر (مترجم)