ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠٤ - فرموده است لم يمنع تا القمر
حكيمانه و فرمان نافذ خود در جهان هستى برقرار ساخته است كه از آن جمله آفرينش آسمانهاست، چنان كه فرموده است: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»^ و نيز «أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» و در شرح خطبه نخست در باره اين كه آسمانها و زمين بر چيزى تكيه ندارند و بىعمود و پايه برپايند توضيح لازم داده شده است، مقصود از دعوت آسمانها و زمين، صدور حكم فرمانفرماى عالم وجود بر آنهاست، و منظور از اجابت آنها وارد شدن آنها بنا به فرمان الهى در زمره موجودات است كه فرمانبردارى و اذعان كردند و بىهيچ سستى و درنگ پذيرفتند و با فروتنى يوغ نياز و امكان را در برابر واجب الوجود و قدرت و سلطنت او به گردن گرفتند.
(٣٨٩١٧- ٣٨٨٩١)
فرموده است: و لو لا إقرارهنّ ... تا و العمل الصّالح من خلقه.
سخنى حقّ و درست است، زيرا اقرار آسمانها و زمين به ربوبيّت پروردگار عبارت است از آنچه به زبان حال به پروردگار خويش عرض نياز مىكنند، و به فرمانبردارى خود در پيشگاه قدرت و فرمان او گواهى مىدهند، و آشكار است كه اگر پا در عرصه امكان نمىگذاشتند و از قدرت و تدبير پروردگار بهرهمند نمىشدند عرشى در آسمانها نبود و شايستگى آن را نداشتند كه پذيراى تدبير امور فرشتگان و جايگاه آنها باشند، و فرشتگان بدانها صعود كنند و سخنان پاكيزه و اعمال شايسته بندگان را به آن جا بالا برند، و ما پيش از اين در ذيل خطبه نخست در باره بالا- رفتن اعمال و غير از آن به وسيله فرشتگان به اندازه امكان سخن گفتهايم، واژههاى دعاء، إقرار و إذعان استعارهاند، و از نظر اين كه آسمانها و زمين داراى روح عاقله و مدبّرهاند ممكن است اين واژهها در معناى حقيقى خود به كار رفته باشند.
(٣٨٩٢٧- ٣٨٩١٨)
فرموده است: و جعل نجومها ... تا الأقطار.
اين سخنان به برخى از فوايد وجود ستارگان اشاره دارد.
(٣٨٩٥١- ٣٨٩٢٨)
فرموده است: لم يمنع ... تا القمر.