ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠٠ - ترجمه
زمين، جنّ يا انس پديد آيند بوده است، با فكر و انديشه درك نمىشود، و با فهم و خرد تعيين نمىگردد، هيچ درخواست كنندهاى او را به خود مشغول نمىكند، و بخشش از ثروت او نمىكاهد، با چشم، ديده نمىشود و با مكان محدود نمىگردد، و همتايى براى او تصوّر نمىشود، و به كمك وسيله نمىآفريند، و با حواسّ ادراك نمىشود، و با مردم مقايسه نمىگردد، او خداوندى است كه بىكمك اعضا و اسباب و زبان و كام با موسى (ع) سخن گفت، و برخى آيات بزرگ خود را به او نشان داد.
اى كسى كه خود را براى توصيف پروردگارت به رنج انداختهاى اگر راست مىگويى جبرئيل و ميكائيل و سپاه فرشتگان مقرّب را كه در غرفههاى قدس جاى دارند توصيف كن، قدسيانى كه از فروتنى سر به زير افكنده، و از اين كه بتوانند بهترين آفرينندگان را توصيف كنند خردهاشان در حيرت فرو رفته است، زيرا كسى را مىتوان به وسيله صفات شناخت كه داراى شكل و اعضا و جوارح باشد، و هم كسى كه روزگار او با فنا و نيستى به سر رسد، بنا بر اين معبودى جز او نيست، هر تاريكى را به نور خود روشن گردانيده، و هر روشنى را به وسيله ظلمت خود تاريك ساخته است.
اى بندگان خدا! شما را به پرهيزگارى و ترس از خدا سفارش مىكنم، خدايى كه بر تن شما لباس آراسته پوشانيده و اسباب معيشت و زندگى را برايتان فراهم ساخته است، اگر كسى براى جاودان ماندن در دنيا وسيلهاى، و براى جلوگيرى از مرگ راهى مىيافت مىبايست آن كس سليمان بن داود (ع) باشد كه جنّ و انس در زير فرمان او بود و علاوه بر آن منصب پيامبرى و مقام عظيم قرب الهى را داشت، ليكن هنگامى كه پيمانه روزيش را به پايان و مدّت عمرش را به سر رسانيد، كمانهاى فنا و نيستى او را هدف تير مرگ قرار دادند، و شهرها از او خالى شد و خانههايش بىصاحب ماند و گروهى ديگر آنها را به ارث بردند، همانا در چگونگى گذشت روزگاران پيشين براى شما عبرتهاست.
كجايند عمالقه و فرزندان آنها؟ و كجايند فرعونها و فرزندانشان؟ مردم
ترجمه شرح نهج البلاغه(ابن ميثم) ج٣ ٧٢٧ ترجمه ..... ص : ٧٢٦