ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٧٠ - فرموده است و كان من نفسه في شغل تا آخر
انواع داروها و چاره جوييها درمان مىكنند تا بر سلامت خود باقى بماند و يا از بيمارى رهايى و صحّت خود را بازيابد همين گونه پيامبران و جانشينان آنان كه پزشكان نفوسند بر انگيخته شدهاند تا بيماريهاى روح مانند نادانى و خويهاى زشت اخلاقى را با آداب و مواعظ و منع، و زدن و كشتن معالجه كنند، و همان طور كه پزشك گاهى مىگويد: اين دارو براى فلان بيمارى سودمند است مقصود او سودمند بودن آن براى همه مزاجها نيست بلكه مراد مفيد بودن آن در برخى طبايع است، پيامبران و پيشوايان دين (ع) نيز هنگامى كه بطور اطلاق مىگويند فلان چيز، مثلا عزلت و گوشهنشينى مفيد است منظور آنها اين نيست كه اين روش براى همه انسانها سودمند است، و همان گونه كه پزشك در برخى اوقات دارويى را به يكى از بيماران سفارش مىكند و بهبود او را در آن تشخيص مىدهد كه براى بيمار ديگر آن دارو را زهر كشنده مىداند و براى درمان او از داروى ديگر استفاده مىكند.
پيامبران (ع) نيز گاهى برخى از كارها را درمان بعضى از نفوس مىدانند، و به سفارش آن بسنده مىكنند، و زمانى پارهاى از امور مانند گوشهگيرى را درمان بعضى از نفوس مىشناسند و برخى از مردم را به آن تشويق مىكنند، در حالى كه همين معالجه را نسبت به گروهى ديگر زيانبار دانسته، به ضدّ آن دستور مىدهند مانند سفارشهايى كه در باره لزوم معاشرت و آميزش شده است و آنچه به نظر مىرسد اين است كه آنان گوشهگيرى را بيشتر براى كسانى جايز مىشمارند كه قواى نظرى و عملى آنها به مرتبهاى از كمال رسيده كه آنان را از معاشرت با بسيارى از مردم بىنياز ساخته است، زيرا علوم و اخلاق و بيشتر كمالات انسانى تنها از راه آميزش با ديگران به دست مىآيد، بويژه اگر كسى كه مكلّف به گوشهگيرى و اختيار عزلت است عايلهاى نداشته باشد تا براى زندگى آنان ناگزير باشد به كسب و كار بپردازد، امّا معاشرت و گردهمايى را بيشتر از اين نظر سفارش كردهاند كه از طريق محبّت، ميان مردم الفت و اتّحاد برقرار شود، و اتّحاد نيز دو فايده كلّى و عمده دارد، اوّل حفظ اساس دين و تقويت آن به وسيله جهاد.