ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٣٨ - فرموده است و لكن أخاف أن تكفروا في برسول الله(ص)
و ديگرى گفته است:
|
إنّما خالق الخلائق من |
زعزع أركان خيبر جذبا |
|
|
قد رضينا به إماما و مولى |
و سجدنا له إلها و ربّا [١] |
|
(٣٧٠٣٨- ٣٦٩٩٤) پس از اين امام (ع) سوگند ياد مىكند كه جز به راستى سخن نگفته و آنچه در باره اين امور خبر مىدهد غير از اين نيست، و اعلام مىكند كه پيامبر خدا (ص) اين اسرار را به او آموخته و محلّ نابودى آن كسى را كه نابود مىشود و ... به او خبر داده است، أفضى به إلىّ يعنى آن را به من رسانيده و مرا بدان آگاه ساخته است.
بايد دانست كه آنچه را پيامبر خدا (ص) به على (ع) آموخته برخى به صورت جزيى بوده و فرد فرد وقايع را به او خبر داده است، و بعضى به گونه كلّى بوده، به اين معنا كه اصولى كلّى به آن حضرت القا مىفرموده است كه ذهن آن حضرت را آماده مىكرده تا صور امور جزيى از جانب حقّ تعالى به او افاضه شود چنانكه پيش از اين گفتهايم، و آنچه در اين زمينه از آن حضرت نقل شده خطبهاى است كه در آن از حوادث دردناك آينده سخن گفته و به قرامطه اشاره كرده و فرموده است: دوستى و هواخواهى ما را مدّعى مىشوند و كينه و دشمنى ما را در دل پنهان مىدارند به دليل اين كه وارثان ما را مىكشند و از سنّتهاى ما دورى مىگزينند. و آنچه در اين باره اتّفاق افتاد به همان گونه بود كه آن حضرت خبر داده بود، چه قرامطه شمار زيادى از خاندان ابو طالب را كشتند كه نامهاى آنها در كتاب مقاتل الطالبيّين نوشته ابو الفرج اصفهانى [٢] مذكور است.
[١] تنها خالق آفريدگان كسى است كه پايههاى خيبر را به لرزه در آورد و از جا كند- ما خشنوديم به اين كه پيشوا و سرور ماست و به اين كه معبود و پروردگار ماست نيز او را سجده كرديم.
[٢] ابو الفرج اصفهانى از اعاظم دانشمندان، و در فنون ادب، موسيقى، وقايع و انساب سر آمد اقران خود مىباشد، در سال ٢٨٤ ه متولّد شده و در بغداد به تحصيل علوم پرداخته و زيدى مذهب بوده است، كتاب اغانى و مقاتل الطالبيّين او معروف است، وفات او را به سال ٣٥٦ ه نوشتهاند. نامه دانشوران (مترجم)