ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٣٢ - فرموده است و و الله ما صنع في أمر عثمان تا آخر
بصره شدند. سپس در ردّ اين شبهه بيان مىكند كه طلحه جز از بيم اين كه خون عثمان را از او مطالبه كنند خروج نكرده است، زيرا او مورد اين گمان و متّهم به قتل عثمان است، و ما پيش از اين در باره اين كه طلحه مردم را بر كشتن عثمان بر مىانگيخت و آنان را از هر سو در خانه او گرد مىآورد سخن راندهايم، نقل شده كه طلحه سه روز تمام مردم را از به خاك سپردن عثمان بازداشت، و حكيم بن حزام و جبير بن مطعم براى دفن او از على (ع) كمك خواستند امّا طلحه عدّهاى را سر راه آنها نشانيد تا آنان را با سنگ مورد تعرّض قرار دهند، پس چند تن از ياران طلحه جنازه عثمان را بيرون برده تا در كنار ديوارى كه به حشّ كوكب معروف و گورستان يهود بود برسانند، هنگامى كه جنازه را به آن جا منتقل ساختند نخست آن را سنگباران كردند سپس تصميم گرفتند آن را به كنارى اندازند ليكن على (ع) به آنها پيغام داد و آنها را از اين كار بازداشت تا اين كه در همان حشّ كوكب به خاك سپرده شد، روايت شده طلحه براى جلوگيرى از دفن عثمان در گورستان مسلمانان به جنگ و جدال پرداخت و گفت: سزاوار اين است كه در دير سلع يعنى گورستان يهود به خاك رود.
خلاصه چنان كه آن بزرگوار فرموده است: در ميان قوم، هيچ كس بر كشتن عثمان از او حريصتر نبود ليكن اكنون در صدد بر آمده حقيقت را دگرگون كند و با گردآورى شمارى از مردم زير عنوان قيام براى خونخواهى عثمان امر را بر مردم مشتبه كرده، آنها را در باره دخالت او در اين امر به شكّ و ترديد اندازد.
(٣٦٨٩٦- ٣٦٨١٦)
فرموده است: و و اللّه ما صنع في أمر عثمان ... تا آخر.
اين گفتار به گونه قياس شرطى منفصل [١] در استدلال عليه طلحه و ردّ هر گونه عذر و بهانه او در خروج براى خونخواهى عثمان است، توضيح مطلب اين است كه
[١] هرگاه تناسب در قضيّه شرطيّه از راه تنافى ميان نسبتهاى اجزاء آن باشد آن را منفصله خوانند و آن بر سه گونه است حقيقيّه، مانعة الجمع و مانعة الخلوّ، و در اين جا مقصود، قياس شرطى منفصله حقيقيّه است. منطق مظفّر (مترجم)